نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

متاسفم
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٦  

با سلام

از طریق یک دوست از کامنت های مطلب قبلی مطلع شدم .به دلیل مشکلاتی که این چند وقت برایم پیش آمده و امیدوارم با دعای شما قدری حل شود به اینترنت دسترسی ندارم و الان آمده ام با عجله درس را رها کرده ام  در یک کا فه اینترنتی  نشسته ام برای این پیام :

 ۱- پس از خواندن متن کامل پیام ها برای پست بعدی مفصل تصمیم خواهم گرفت و خواهم نوشت

 ۲- جو اب خواستن و طرح پرسش منطقی و انسانی یک چیز است و فحاشی و تهمت زدن و بی ادبی به خاطر یک کینه یا گله شخصی چیز دیگر . من هیچ وقت از پاسخ دادن نترسیده ام اما ...

 ۳-  شاید اصل وبلاگ را کنار بگذارم چون به وبلاگ یک طرفه بدون امکان عرضه همه کامنت ها عقیده ندارم و کامنت ها را هم پاک نمی کنم ولی بعضی ها انگار هیچ شعور و ظرفیتی ندارند و یک بار هم نوشتم شرعا نگرانم چون من دارم فرصتی برای توهین به دیگران و انتشار تهمت و دروغ و ... را فراهم می کنم و مثل این است که شما نتوانی در خانه ات را کنترل کنی و هر بار یک بچه دیوانه بیاید و روی فرشی که قرار است مهمان هایت بنشینند نجاست کند ! یک بار آب می کشی دو بار فرش ها را می شویی ولی اگر هر دفعه بیاید جلوی رویت به مهمان هایت اهانت کند دیگر توجیه ندارد ... بله یک وقت هست کسی می آيد و مثل آدم هر سوالی هر چند انتقادی و صریح و تند را می پرسد آن تو جیه دارد ولی  ... به هر حال ضمن عذرخواهی از آقای موسوی جزائری این خبر خوش را هم به این دوستان بی ملاحظه می دهم  که احتمالا این وبلاگ را کنار خواهم گذاشت وبلاگی که همکاران و دوستانم مرا به خاطر آن سرزنش می کردند که شان سردبیر همشهری نیست و کلاس کارت را پایین می آورد و در همان حال بعضی همکاران همشهری و همشهری محله و ... چون دستشان به کسی دیگر نمی رسید و راه اینجا باز بود هر چه می خواستند می نوشتند و ...من اصراری برای تحمیل خود حتی به نزدیکترین کسانم ندارم  تجربه کاری من همین را نشان داده و آخرینش همشهری تا حالا این را عرض نکردهام و لی  اکانمتم تمتام شد ببخشید


کلمات کلیدی: