نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

مهرِ خاوران
ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧  

مهرِ خاوران

 

چندسال پیش دوست هنرمندم علی مریخی که با هم چند تجربه کاری موفق و ناموفق! داشتیم و خیال می‌کرد این امامزاده‌ای که به ضریحش دخیل‌بسته اگر مرده زنده نمی‌کند اقلاً می‌تواند مریض را شفا دهد؛ پیشنهاد کرد کتاب کمیک‌استریپ زندگی امام خمینی را کار کنیم و با شور و حال نسل تن‌تن از هرژه می‌گفت و کتاب «عظمت بازیافته» را که رژیم شاه برای توجیه و تبلیغ انقلاب سفید در مدارس توزیع کرده‌بود نشانم داد... من از این‌کار باخبر بودم و حتی چاپخانه‌ای را که به‌همین منظور وارد کرده‌بودند و حالا البته خاک می‌خورد دیده بودم و آتلیه‌ای که (در فرهنگسرای فعلی نیاوران) طراح ایتالیایی کار در آن مستقر شده‌بود... و همان ایام هم اتفاقاً برای زندگی پاپ ژان‌پل ‌دوم کتاب کمیک‌استریپ درآمده‌بود و... خیلی برای این‌کار ذوق داشتیم پس طبق‌معمول ذهنمان درگیرشد و طرح و بعد پیشنهاد به مدیران فرهنگی نهادهای مختلف که البته عاقل بودند! و می‌دانستند فقط باید مصاحبه کرد و ما از سادگی و نادانی‌مان خیال می‌کردیم باید برای کار فرهنگی محصول تولید کرد و باید به‌ زبان هنر سخن گفت و خیال می‌کردیم... و خلاصه طبق معمول نشد و البته بودجه بود و پوستر چاپ می‌شد و سخنرانی و مصاحبه صورت می‌گرفت و...


کلمات کلیدی:
 
کمیک استریپ «امام خمینی»
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧  

خبر اختصاصی!

 

وقتی با دوستان صحبت می‌کردیم که چه‌طور خبر را منتشر کنیم تصمیم گرفتم خیلی ساده و بدون برنامه‌های خاص تبلیغاتی از همین وبلاگ خبر منتشر شود! به‌عنوان هدیه‌ای به خوانندگان عزیز وبلاگ.

 

قصه این است که بعد از سال‌ها توانستیم برای اولین‌بار داستان امام و انقلاب را به صورت کمیک‌استریپ تولید کنیم و از آنجا که تاکنون هیچ خبر یا تصویری از این‌کار منتشر نشده‌است ان‌شاالله برای نخستین‌بار روز دوشنبه به‌مناسبت ایام مبارک ماه ربیع و آغاز سال نو خورشیدی خبر نو برای نوروز را خواهیدخواند شامل:

 

1-       نمونه بعضی صفحات

2-       ویدیوی تیزر (تریلر) کتاب

3-       سرمقاله کتاب

4-       بخشی از پشت‌صحنه‌های موضوع و حواشی ناگفته

5-       اعلام شیوه انتشار مجموعه

6-       اسامی اعضای تیم

7-       سابقه تاریخی موضوع

 

 

منتظر باشید


کلمات کلیدی:
 
مسیحیان ایران
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧  
کلمات کلیدی:
 
بدون شرح
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧  

تویی که چشم خمارت مرا ز پای انداخت

ز رنگ چشم تو حق سرنوشت من پرداخت

منی که صدق وصال  تو  هم  نبود بسم

زمانه‌ام به خیال رخ تو قانع ساخت... !

 

این چند بیت را برای ترجمه شعری ساختم که از جورج شکور شاعر بزرگ لبنانی شنیدم و شاعرش را البته نمی‌شناخت، شعر عجیب زیباست:

 


کلمات کلیدی: