نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

آفرین بر اسراییل!
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  

آفرین بر اسراییل!

 

در حاشیه مرگ دردناک عرب که در مقابلش کشتار غزه چیزی نیست!

غزه امروز را بی‌خیال... به فکر تهران سی‌سال بعد باشیم!

 

اگر تیتر این یادداشت را نپسندید به شما حق می‌دهم، اما من خودم همیشه کارها و اشخاص بزرگ را تحسین می‌کنم حتی اگر به تعبیر دقیق شهید مطهری (در گفتارهای معنوی) بزرگوار نباشند.


وقتی سال‌ها پیش خدمتکار مسلمان یک هتل در ایتالیا مرا کنار کشید و با درد و سوز از فسق و فجور شیوخ عرب گفت و نالید، آن موضوع را پدیده‌ای استثنایی یا محدود می‌دانستم ولی امروز به‌وضوح می‌بینم ماجرا گسترده‌تر و جدی‌تر از آن بود که تصور می‌کردم.

اگر امروز رژیم اشغالگر صهیونیستی در غزه دست به جنایاتی می‌زند که وجدان هر انسان سالمی را جریحه‌دار می‌کند پیش از آن زمینه‌سازی لازم را در سطوح مختلف انجام‌داده است.

چند ماه پیش مراسم شصتمین سالگرد تشکیل دولت اسراییل برگزار شد. دولتی دینی با آرمان‌ها و شعارهایی کاملا صریح که اتفاقا برعکس تصور ما بسیار هم بین ما و ایشان شباهت هست!

ما هنوز سی سال نگذشته رویمان نمی‌شود بعضی شعارها را تکرار کنیم، ادبیا‌تمان از برادر فلان و صدور انقلاب به جناب مهندس و تعامل دیپلماتیک تغییر کرده و ریش و لباسمان کلی بهبود! یافته اما آنها بعد از شصت سال هنوز با همان شور و حال از دولت بزرگ قوم برگزیده حرف می‌زنند و... حتی در جلسات هیأت وزیران کلاه مخصوص از پس سرشان نمی‌افتد و از تصریح به باورهایشان شرم ندارند... با آرمان‌هایشان شوخی نمی‌کنند و کارشان را واقعا جدی گرفته‌اند... به قول مبارک امیرالمومنین (علیه‌السلام): عجبا من جد هولاء فی باطلهم!

چرا شصت سال؟ بگذارید برگردیم عقب‌تر، نه در دوران‌های قدیم تاریخ بلکه فقط صد سال پیش... نام تئودور هرتزل را لابد شنیده‌اید... پدر دولت اسراییل... اول هر چی دلتان می‌خواهد لعن و نفرینش کنید تا خیالتان راحت شود! چون می‌خواهم کمی از او تعریف کنم (او یکی از همان انسان‌های بزرگ تحسین‌برانگیز است مثل هیتلر و ناپلئون و...).

این جوان پرشور و روزنامه‌نگار ناآرام برای تحقق هدفش فقط مقاله ننوشت و حرف نزد بلکه دور دنیا گشت و حتی با سلطان عبدالحمید عثمانی و ادموند روچیلد هم ملاقات کرد و هنگامی که با تلاش فراوان نخستین کنگره یهودیان جهان را برگزار نمود همان شب در حالیکه هنوز نه به بار بود و نه به دار چیزی در دفتر خاطرات خصوصی‌اش نوشت که شگفت‌انگیز است:

من دولت یهود را تشکیل دادم!... و اگر امروز این حرف را با صدای بلند بگویم همه دنیا مسخره‌ام می‌کنند اما اگر پنج سال بعد نباشد قطعا پنجاه سال بعد همه مردم این دولت را خواهند دید!

و این اتفاق بعد از مرگش تنها با یک‌سال فاصله از پیش‌بینی او رخ داد! خوب طبیعی است دولت اشغالگر فلسطین و سازمان اطلاعاتی موساد در این سال‌ها بیکار ننشینند و در طول شصت سال کار رسمی و شبانه‌روزی به تامین اهداف شومشان مشغول باشند.

در این مدت رژیم صهیونیستی در دو سطح به طور جدی کار کرده است:

   1ـ در سطح سیاسی و دیپلماسی و نهادهای رسمی و موسسات و سران عرب و گروه‌های مرجع چه با تطمیع و چه با تخویف و... از جورکردن زن انگلیسی برای فلان شاه عرب (که حالا فرزند همان زن شاه شده است) تا تأمین ویلا در خاک اسراییل برای فلان امیر خلیج و...

   2ـ در سطح عموم که گسترش فساد و فحشا و... به‌وضوح آشکار است. (شعر ایرج میرزا بود؟ که شیطان به طرف گفت: یا آدم بکش یا دزدی کن یا شراب بنوش و طرف این آخری را انتخاب کرد که کم ضررتر باشد! و بعد از مستی هم دزدی کرد و هم آدم کشت!)

بسیاری از دوستان در چند روز سفرم به تهران می‌پرسیدند واقعا برای غزه چه می‌توان کرد؟ و من می‌گفتم هیچ... در این بخش می‌خواهم بگویم اگر برای غزه امروز کاری از ما ساخته نیست برای تهران سی‌سال دیگر می‌شود کارهایی کرد...

می‌دانم خیلی حرف تندی است... می‌دانم عنایت امام‌زمان (علیه‌السلام) و روضه سیدالشهدا و... نخواهد گذاشت هیچ‌گاه تهران غزه شود اما... بد نیست کمی تاریخ بخوانیم. واقعیت این است که ما از وضع دنیا و حتی وضع عرب‌های همسایه‌مان اطلاعات درستی نداریم و عادت کرده‌ایم بیشتر شعار بدهیم... در مسایل و معادلات خاورمیانه اکنون عواملی دخیل هستند که کلا از آنها بی‌خبریم... مثلا چندنفر از ما خبر داریم گفته می‌شود چندین‌هزار مورد ازدواج عربی با دختران اسراییلی وجود دارد! (حتی سمیر قنطار در زمان اسارت با یک زن اسراییلی ازدواج کرد.) منظورم این است که نمی‌شود فقط شعار داد و ماجرا جدی‌تر از این حرف‌هاست!

در سطح عموم طی سال‌های اخیر با گسترش سرسام‌آور کانال‌های ماهواره‌ای خصوصا در زمینه موسیقی و فیلم‌های سنمایی سرعت انتقال فرهنگ غربی بالا رفته است. ترویج مشروبات الکلی و هرزگی جنسی در کشورهای عربی چنان بوده که چند حادثه تجاوز دسته‌جمعی به دختران در خیابان‌های قاهره طی سال گذشته بسیاری از ناظران اجتماعی را به شدت نگران کرده است.

در همین بیروت خودمان که پایگاه رسانه‌ای عربی است هم نسخه عربی کانال تلویزیونی معروف fashion ارائه می‌شد و هم ترجمه عربی مجله مشهور elle. از ماه گذشته مجله جسد هم با کلی سر و صدا راه افتاده برای بالای هجده‌سال و به زبان عربی. روزگاری است که در دانشگاه‌ها که مرکز دانش و فرهیختگی‌اند ملکه زیبایی انتخاب می‌شود، آن هم با کلی افتخار و با حضور رییس و اساتید دانشگاه و... مخاطب عام عربی هم‌، چنان آلوده ‌شده تا بیخ خرخره که دیگر رمقی برای مبارزه و مقاومت ندارد.

چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین یادتان هست؟ حالا قصه بی‌غیرتی حاکمان از بالا و بی‌رغبتی جماعت از پایین شده و ملت بی‌حال بی‌رمق و تخدیرشده که دنبال دردسر نمی‌گردند. می‌خواهند یک لقمه نان بخورند و صفا کنند و... زین لهم الشیطان و...

تمام حرفم این است که مصیبت غزه از شصت سال پیش شروع شده و اگر برای امروز غزه کاری نمی‌توان کرد (گر چه باید این را هم به مردم درست تفهیم کنیم که غزه امروز خط مقدم ما و مصلحت ملی ایران است چنانکه آمریکا سالانه مبالغ هنگفت به اسراییل کمک می‌کند و کسی نمی‌گوید چرا) لااقل باید به فکر تهران سی‌سال دیگر بود. نه با شعار و فرمایشات که با عقل و تدبیر.

امروز بیش از کودکان درخون‌غلتیده و بدن‌های پاره‌پاره غزه باید بر شکم‌های گنده و چشم‌های خمار عرب‌های منطقه گریست که روزی غیرت عربی‌شان زبانزد بود و شجاعت و شهامت‌شان در پیکارها قصه می‌ساخت و افسانه می‌پرداخت.

اگر می‌خواهیم نسل بعد برای غیرت ازدست‌رفته فردایمان نگریند باید امروز فکری به حال تهران‌مان کنیم و به جای تکذیب همجنس‌بازی و ترسیم اوضاع گل و بلبل واقعیت‌ها را بپذیریم و عاقلانه در پی درمان کارشناسانه‌شان برآییم و البته نه از طریق نیروی‌انتظامی و...


کلمات کلیدی: