نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

غزه تمام شد؟
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧  

چگونه می‌توان خود را به غزه رساند؟

 

حالا که گرد و غبار شور و حماسه و راه‌پیمایی خوابیده می‌خواهم به دوستان دانشجو و طلبه‌ای پاسخ دهم که در تهران با شور و حرارت می‌پرسیدند: «چه‌جوری میشه رفت غزه؟»

 

حالا می‌خواهم نشانی غزه را بگویم: کلاس زبان و کتابخانه!


اگر در ادعای خود صادق بودیم و راست می‌گفتیم باید بپذیریم که سنگرها عوض می‌شود اما جهاد باقی است... با همان شور و حال جلوی سفارتخانه و فرودگاه مهرآباد باید برویم دو کلمه زبان یاد بگیریم و کمی تاریخ و جغرافیا بخوانیم!

 

به خدا زشت است آدم ادعای اداره جهان و ام‌القرا و صدور انقلاب داشته‌باشد و رگ گردنش برای آن‌طرف دنیا بیرون بزند اما هر بار که خبری می‌شود چه آیات‌شیطانی و چه دادگاه میکونوس و چه فلسطین و... هیچ کداممان نه می‌دانیم غزه کجاست و نه می‌دانیم تاریخش چیست و نه می‌توانیم دو کلمه درباره‌اش حرف بزنیم!

 

همه هم مثل همیم... اگر حجت‌الاسلاممان نمی‌تواند دو کلمه با خبرنگار عرب حرف بزند آقای دکترمان هم نمی‌تواند جواب خبرنگار انگلیسی را بدهد... کدام یک از ما توی همه این شلوغ پلوغی‌ها توانستیم فقط دو تا وبلاگ دانشجویان مسلمان مصری را پیدا کنیم و فقط یکبار کامنت بگذاریم؟

 

حالا غزه تمام شد؟ رفتیم دوباره سر زندگی‌مان تا شلوغ پلوغی بعدی و احساس تکلیف بعدی و آتش زدن پرچم و...

 

غزه تمام شد و آن همه شور حسینی یکباره رفت؟ با لگدکردن عکس ملک‌عبدالله دیگر عرب‌ها همه به راه آمدند و هدایت شدند؟

 

دیگر مشکل غزه و فلسطین حل شد و... روز از نو روزی از نو؟

 

قدیم‌ها از قرآن می‌خواندیم که: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه... باید جان کند و تکان خورد... بعدش البته شعار هم گاهی بد نیست!


کلمات کلیدی: