نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

ما چه‌گونه مامور به وظیفه‌ایم؟
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧  

ما چه‌گونه مامور به وظیفه‌ایم؟

وظیفه نسل حاضر در انتقال ارزش‌ها و حقایق انقلاب به نسل‌های آینده

 

 

برای سالگرد پیروزی انقلاب فکرهایی کرده‌بودم که هنوز قسمت نشده. این مطلبی است که برای نشریه «شما» نوشته‌ام و حالا که چاپ شده تقدیمتان می‌کنم.

 

انقلاب‌ اسلامی ایران در همه ابعاد خود سزاوار مطالعه و بررسی است چه از جهات تاریخی و اجتماعی و چه از جهات فکری و اعتقادی و اگر به دیده واقع‌بین بنگریم باید اعتراف کنیم بخش مطالعه نشده موضوع بسیار عمیق‌تر و گسترده‌تر از بخشی است که مورد مطالعه قرار گرفته. شاید باید زمانی طولانی بگذرد تا ناگفته‌های انقلاب گفته شود و کارهای بر زمین‌مانده به انجام رسد.


یکی از حوزه‌هایی که در این زمینه به‌طور جدی ارزش مطالعه دارد ادبیات جدیدی است که امام‌خمینی در جامعه انقلابی شکل داد چه واژگان و عبارات خاصی که بیانگر معارف گسترده‌ای هستند و چه مفاهیم و باورهای عمیقی که مبتنی بر اندیشه‌های ناب شیعی بوده و در مجموع زبان و دایره واژگانی نویی می‌سازند.

به این مقدمه پرداختم تا از این سخن امام یاد کنم که در میان نسل انقلاب بسیار مشهور و پرکاربرد است:

«ما مامور به وظیفه‌ایم نه مامور به نتیجه» اما به‌نظر می‌رسد گاهی این سخن به‌درستی فهمیده نشده‌است یا گاهی مورد استفاده نابجا قرار گرفته‌است. این کلام نیز مانند سایر کلمات حضرت‌ امام ریشه در آیات و روایات بسیار دارد. به‌نظر می‌رسد قصد امام از این کلام  این بوده که اولا ما به‌عنوان بنده مومن تنها خود را در برابر خدا پاسخ‌گو می‌دانیم و جز اطاعت امر او هدفی نداریم و ثانیا نگاهمان نگاه مادی و ظاهربین نیست پس می‌دانیم گاهی ظاهر موضوعی ناپسند است اما خیر ما در آن نهفته است یا گاهی هدف ظاهری به سرعت محقق نمی‌شود اما در حقیقت و در باطن به هدف رسیده‌ایم  و ثالثا خداوند از ما بیش از توان و امکانات و شرایط‌مان نمی‌خواهد و...

متاسفانه گاهی خواسته و ناخواسته این کلام نغز و عمیق را برای توجیه کوتاهی‌ها و تنبلی‌هایمان به‌کار می‌بریم و فراموش می‌کنیم که انجام متعهدانه و کامل واجب و تکلیف شرعی از ما خواسته شده‌است و به تعبیر حوزوی «مقدمه واجب واجب است» پس تلاش جدی برای محقق‌شدن هر چه بهتر هدف خود وظیفه شرعی ماست. به عبارت دیگر کسی‌که وظیفه خود را جدی نمی‌گیرد و کارش را سرسری انجام می‌دهد با کسی که کار خود را انجام نداده فرق چندانی نمی‌کند.

شرع و دین ما حکم می‌کند کار را به کاردان بسپاریم و برای تحقق هدف تمام تلاش خود را به کار ببندیم و همه مقدمات لازم را برای رسیدن به مقصود فراهم سازیم و اگر چنین نکنیم در حقیقت در انجام واجب خود کوتاهی کرده‌ایم.

حال اگر با این نگاه از خود بپرسیم «در انتقال مفاهیم و ارزش‌های انقلاب به نسل نو چه کرده‌ایم؟» پاسخ چندان خوشایند نخواهد بود. مخاطب این سوال البته همه شخصیت‌های حقیقی و حقوقی، همه نهادهای دولتی و غیردولتی به‌خصوص موسساتی هستند که مانند آموزش‌وپرورش و صداوسیما مستقیما این وظیفه را برعهده دارند.

سنت الهی در نظام خلقت بر اساس اسباب و علت‌ها استوار است و این سنت مانند همه سنن الهی به نیت من و شما یا میزان اعتقادمان به توحید یا میزان دوری‌مان از گناه و مقدار تلاوت قرآن ما ربطی ندارد. هرکس بیشتر زحمت بکشد نتیجه زحمت خود را می‌بیند حتی اگر هدفش شیطانی باشد و هرکس تنبلی و ناشی‌گری کند به حاصل نمی‌رسد حتی اگر هدف الهی داشته‌باشد. حکومت با عدالت پایدار می‌ماند حتی اگر کافر باشد و با ظلم دوام نمی‌آورد حتی اگر دینی باشد. اگر صله‌رحم کنی عمرت طولانی می‌شود حتی اگر اهل فسق و فجور باشی و دست کشیدن بر سر یتیم غصه را از دلت می‌برد حتی اگر دستت به گناهی آلوده باشد و برعکس توهین به معلم و  عقوق والدین برکت را از جوانی و عمر می‌برد حتی اگر شبانه‌روز به دعا و عبادت مشغول شوی!

بر اساس همین نظام اگر ما برای انتقال اهداف و ارزش‌های انقلاب به نسل آینده درست عمل کنیم موفق می‌شویم و اگر نه، نتیجه نمی‌گیریم و فرقی نمی‌کند چه مفهومی قرار است منتقل شود. باید بپذیریم خدا تعهد نکرده تنبلی و ناتوانی ما را با امداد غیبی و ارسال فرشتگان جبران کند. 

تربیت نسل آینده و انتقال هر مفهومی به کودکان و نوجوانان قاعده و روال و ابزار شناخته‌شده‌ای دارد و بر دو محور استوار است:

1-       آموزش

2-       رسانه

چه نظام سرمایه‌داری غربی و چه نظام کمونیستی شرقی چه بنیادهای دینی مسیحی و چه جریان‌های ضددینی سکولار؛ هر که و هر جا باشند بر اساس همین قواعد عمل می‌کنند.

رژیم اشغالگر قدس که چند ماه پیش مراسم بزرگداشت شصتمین سالگرد تشکیل دولت اسراییل را برگزار کرد و می‌خواهد تا برتری قوم یهود و ضرورت تاریخی شکل‌گیری دولت یهود را به کودکان و نوجوانان تفهیم کند یا دولت ترکیه که هر سال در سالگرد میلاد آتاتورک می‌کوشد سکولاریزم را به عنوان بنیادی‌ترین مفهوم شکل‌دهنده جامعه خود در ذهن و باور نسل‌نو ترسیم نماید و جز اینان همه کشورها و نظام‌ها که می‌خواهند استوار بمانند و دیر بپایند همه بر همین اساس تجربه‌هایی دارند که باید آموخت و بازنگری کرد و به‌کار گرفت.

اگر اسراییل تلاش خود را به مظلوم‌نمایی تصویری معطوف می‌کند و با نمایش عکس‌ها و فیلم‌های مستند تصویر واقع‌نمایی از گذشته برای مخاطب می‌سازد و اگر ترکیه با میهمان‌کردن نوجوانان خارجی در خانواده‌های وفادار به نظام  فرصت تجربه زندگی واقعی در متن ارزش‌های خود را فراهم می‌سازد در واقع بر اساس قواعدی عمل می‌کنند که بشر برای تربیت به‌دست آورده و آموخته‌است.

باید بپذیریم و صادقانه اعتراف کنیم که در طی سال‌های گذشته به دلایل گوناگون در ادای سزاوار و شایسته این وظیفه کوتاهی کرده‌ایم و حجم کارهای انجام‌شده نه‌تنها با عظمت انقلاب و خون شهدا و فداکاری ایثارگران نسبتی ندارد بلکه حتی در مقابل نیاز و تقاضای مخاطب قابل اعتنا نیست.

راستی بعد از گذشت سی‌ سال از پیروزی انقلاب اسلامی کدامیک از ما یک کتاب مناسب و جذاب  برای پاسخ به پرسش‌های کودکان و نوجوانان درباره انقلاب سراغ داریم؟

کدامیک از ما تاکنون یک انیمیشن و کارتون جذاب درباره انقلاب دیده‌ایم؟

کدامیک از ما یک بازی کامپیوتری جالب که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و در او اثر بگذارد می‌شناسیم؟

چرا راه دور می‌رویم... آیا یک کتاب که سخنان امام امت را برای مخاطب جوان و نوجوان روایت کند دیده‌اید؟ هنوز پس از این همه سال کتابی که خلاصه کلمات امام را گرد آورد در بازار وجود ندارد و پنج شش سال تلاش من برای منتشرکردن خلاصه صحیفه‌نور یا صحیفه‌امام به‌ نتیجه نرسیده‌است! درحالی‌که کلمات نورانی امام اساس و بنیان انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و باید همه مردم در سطوح مختلف دائم آن کلمات را بازخوانی کنند.

اینجا البته مجال فهرست‌کردن برنامه‌های مناسب جهت تامین این هدف برای مخاطب کودک و نوجوان نیست والا می‌شد چندین صفحه از این‌گونه پیشنهادات ارائه کرد. و مگر کم هستند کارشناسان دلسوز و آگاهان دردمند و باتجربه که در نهادهای گوناگون برای چنین اهدافی ایده و انگیزه دارند؟ مشکل از این بخش نیست... مشکل از اهتمام دستگاه‌های مسئول است... مشکل اینجاست که دشمنان ما در هدف باطل خود جدی و سخت کوشند اما ما در هدف الهی خود سستیم... این روح سخن امیرالمومنین علیه‌السلام است که فرمود: عجبا من جد هولاء فی باطلهم و فشلکم عن حقکم... آمریکا برای ترویج فرهنگ غربی و ماده‌گرا و اومانیستی خود همه کار می‌کند و تا چشم باز کنم می‌بینم فرزند من هم در تهران و قم و مشهد با اینترنت و بازی کامپیوتری و فیلم سینمایی کارتون تلویزیونی و موسیقی و موبایل و... از در و دیوار پیام دشمن را به دل و جان می‌پذیرد اما من همین‌جا برای مخاطب خودم از انقلاب اسلامی چیزی ندارم که عرضه کنم.

دشمن می‌داند که برای تحقق هدفش باید زحمت بکشد و تلاش کند. او به قواعد و مناسبات علت و معلولی جهان تن داده و نمی‌تواند تحقق اهداف خود را از کسی دیگر بخواهد اما من تنبلی و کم‌کاری خود را به گردن آسمان و خدا و الطاف امام زمان علیه‌السلام می‌اندازم و به‌جای این‌که از خدا و امام عصر توقع برکت معنوی داشته‌ باشم توقع دارم فرشتگان به‌جای من کار کنند و موقع مصاحبه تلویزیونی و قیچی‌کردن روبان قرمز مرا خبر کنند!

تدوین یک نظام آرمان‌گرا از ارزش‌هایی که انقلاب عرضه‌ کرده و تقسیم‌بندی مراحل تحقق آن‌ها از طریق مسابقات و سرگرمی‌ها و نظام تعلیم و رسانه‌های عمومی چندان دشوار نیست. آنچه تلخ است این است که در کشور ما همه‌چیز هست... از مهدکودک‌های ما گرفته تا آموزش‌وپرورش تا پادگان‌های ارتش و سپاه تا... و از رادیو و تلویزیون 24ساعته و شصت کانال گرفته تا کوچه و خیابان و اداره و بودجه و دولت و مجلس و... اگر یک‌روز ادعا می‌کردیم که تنها با روزی یک ساعت برنامه در رادیو مردم را متحول می‌کنیم امروز چرا با این‌همه امکانات که خدا و خون شهدا و آه جانبازان شیمیایی و... مفت و مجانی در دستمان گذاشته چرا هیچ‌کار از ما بر نمی‌آید؟

پاسخ این سوال تلخ چندان سخت نیست و کندذهن‌ترین ما هم با کمی تامل بدان می‌رسد...


کلمات کلیدی: