نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

فرصت دوستی
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٢  
دوست محترمی که نه خودت را معرفی کرده ای و نه نشانی خود را گذاشته ای
سلام
شما حق داری که از بعضی خوشت بيايد و از بعضی حالت به هم بخورد . باز هم حق داری که
بلند بلند هر چه در دلت می گذرد برای همه فرياد کنی . من هم حق دارم هر چه در دلم می گذرد بيان کنم هر چند شما باز هم بخواهی به تعبير خودت ريا و نفاق بدانی
راستش من بر عکس نه از شما بدم می آيد و نه حالم از شما به هم می خورد چون گرچه شجاعت نداری روبرو و با آدرس حرف بزنی ولی باز هر چه خواسته ای گفته ای
باز گلی به جمالت که مثل بعضی جلوی رو قربان صدقه نمی روی
و بشت سر فحش نمی دهی
وهر چه هست اول و آخر همین است
(البته اميدوارم)
برای همين قابل اعتماد تری و برای همين نديده و نشناخته دوستت دارم
چون ميدانم با دغدغه دين از سر صفا و سادگی و به خاطر عدم آگاهی و شناخت درست
ناسزا می گويی
و اينست که تلخی و درشتی امثال تو را با صد تا به به وچه چه کسانی عوض نمي کنم
که به توهم بريدن امثال من زبان به شيرينی می گردانند
خلاصه
خيلی ها از زائری بدشان مي آيد ولی اين وسط فقط چند نفر مرد هستند که صاف حرف دلشان را بزنند و تو يکی از آنهايی
شايد قراربوده همين صراحت بهانهای باشد برای آغاز يک رفاقت
شايد يک فرصت تازه برای دوستی

منتظرم

يا علی
کلمات کلیدی: