نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

عید مشترک اسلامی مسیحی
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸  

 

        

 

فضای لبنان به دلیل بافت اجتماعی خاص و ترکیب جمعیتی مشترک اقتضائاتی دارد که شاید در کمتر جایی به این شکل دیده شود. بروز و اهمیت مناسبت‌های دینی به‌خصوص اعیاد از آن جمله است.

 

مسیحیت که در روند عرفی‌شدن از یک‌سو و سازگاری با طبیعت مناطق توسعه خود از سوی دیگر با علایق مردمی سازگار شده به اعیاد توجه ویژه‌ای دارد و می‌کوشد تا از این بهانه‌ها برای تثبیت حضور کلیسا در زندگی روزمره استفاده کند و این نکته قابل توجهی است که ارزش مطالعه و تامل دارد.


از آغاز سال بابانوئل شخصیت یک کشیش را نمایش می‌دهد که می‌گویند به کودکان فقیر هدیه می‌داده تا ولنتاین که کشیش حامی عاشقان دردمند است. از عید پاک که تخم‌مرغ‌های رنگی همه‌جا را تزیین می‌کند تا کریسمس که کاج‌های نورافشان در هرجا دیده می‌شود فضای شاد و جنب‌وجوش زندگی با استفاده‌های ارباب مال و اقتصاد در پشت سر خود حضور کلیسا را احساس می کنند.این موضوع نیز برای ما مهم و قابل بررسی است و به گمان من می شود برای افزایش شادی و نشاط عمومی در فضای جامعه مان از تجربه های آنان بهره گرفت.

  

در محیط زندگی مشترک ادیان و طوائف در لبنان و در راستای جریان گفتگوی اسلام و مسیحیت سالهاست که گروهی می‌کوشند یک عید مشترک اسلامی مسیحی بیابند و در این مناسبت فرصتی برای ارتباط مهرآمیز و دوستانه و همزیستی مسالمت‌آمیز بیافرینند.

 

مناسب‌ترین بهانه برای این عید مشترک موضوع حضرت مریم سلام‌الله‌علیها ست که در مورد ایشان اتفاق نظر وجود دارد و بحث اعتقادی و اختلاف نظری هم پیش نمی‌آید، از این رو عید بشارت که به عقیده مسیحیان همان نزول فرشته الهی و بشارت به فرزندی است که... (و یکلم الناس فی المهد به عقیده مسلمانان) و در سال‌های اخیر این جریان شکل گرفته و البته با مخالفت‌هایی هم روبه‌رو شده (از جمله مخالفت جدی بعضی از رهبران دینی مسیحی که این عید را بیشتر متوجه حضرت مسیح می‌دانند تا مادرش مریم یا در تفاصیل مراسم انتقادهای جدی دارند).

 

برای برگزاری مراسم از مدتی قبل تبلیغ کرده بودند. من بیشتر به‌خاطر عمرو خالد دلم می‌خواست در مراسم حضور بیابم که نامش را در تراکت‌های تبلیغی برنامه در دانشگاه دیده بودم و برای همین امسال برای نخستین‌بار در این مراسم شرکت کردم. جشن در کلیسای سیدة‌الجمهور برگزار می‌شد، در منطقه‌ای اطراف بیروت و مجموعه بزرگ و مشهور آموزشی مسیحی که بسیار وسیع است و از مدرسه تا دانشگاه دارد ورزشگاه و... از جمله کلیسایی بسیار دیدنی (و نیز دارای خاطره‌ای تلخ در جریان جنگ‌های داخلی) و اصولا معماری کلیساها خیلی قابل تامل است و نکته‌های دقیقی دارد و کاش فرصت می‌شد در این مورد بنویسم و از درددل‌ها پیرامون معماری مساجد و...

 

کلیسا فضای وسیع و معماری زیبایی داشت و جمعیت انبوه و خانواده‌ها روی نیمکت‌های کلیسا نشسته بودند. در هنگام ورود کتابچه‌ای به حاضران داده می‌شد که متن برنامه و دعاها و متن سخنرانی‌ها به دو زبان عربی و فرانسوی در آن بود. نظم و هماهنگی قابل ملاحظه‌ای در همه امور دیده می‌شد و ذوق و سلیقه‌ای تحسین‌برانگیز در تنظیم مراسم مشهود بود.

 

هر سخنران قبل از پایان برنامه قبلی روی سن می‌رفت و کنار سن می‌نشست. بعضی از قسمت‌های برنامه هم توسط چندنفر اجرا می‌شد که کاملا با هم هماهنگ بودند. یکی از قسمت‌های جذاب برنامه تلاوت مشترک آیاتی از قرآن‌کریم درباره حضرت مریم توسط یک روحانی اهل‌سنت و قرائت عباراتی از مناجات توسط یک کشیش سریانی ارتدوکس بود. همچنین ترانیم کلیسایی را برای نخستین‌بار می‌شنیدم.

 

سخنرانی کوتاه «عمرو خالد» هم بسیار جالب بود. او یک چهره بسیار مشهور تلویزیونی است که دو سال پیش مجله تایم او را در ضمن صد چهره تاثیرگذار جهان معرفی کرده بود. من که اینک به‌خاطر پایان‌نامه‌ام با شخصیت او و برنامه‌هایش بیشتر آشنا شده‌ام نخستین‌بار در مکه و مدینه کتاب‌ها و نوارهای سخنرانی‌اش را دیدم و توجهم به او جلب شد. او به‌خاطر این برنامه از انگلیس به لبنان آمده بود ومتاسفانه فرصت کافی برای صحبت پیش نیامد. ما در ایران متاسفانه از حجم و نوع این‌گونه فعالیت‌های تبلیغی در سطح جهان بی‌خبریم و توفیقات و ناکامی‌هایشان را رصد نمی‌کنیم.

 

همچنین دونفر مهمان سیاه‌پوست از نیجریه به لبنان آمده بودند که با آنها بیشتر صحبت کردم و باز هم همدیگر را دیدیم. یک کشیش و یک شیخ که قبلا در گروه‌های نظامی مسلح با هم می‌جنگیده‌اند و در پی کشتن هم بوده‌اند و اکنون با هم موسسه‌ای برای صلح تشکیل داده‌اند. فیلم مستندی درباره این دونفر ساخته‌اند که تاکنون در کشورهای مختلف نمایش داده شده و بازتاب خوبی داشته است.

 

در پایان برنامه دعایی مشترک توسط چندین نفر مرد و زن و روحانی و کشیش و راهبه خوانده شد و سپس کودکان مدرسه مسیحی سرودی بسیار شاد و روح‌بخش خواندند. برنامه رأس ساعت پایان یافت و آخرین قسمت مراسم در فضای باز اجرا شد: رقص سماع ترکی به همراه مناجات و دعا و موسیقی شرقی که بسیار مورد توجه قرار گرفت. به یاد ترکیه افتادم و وقتی برای اولین‌بار این برنامه را دیده بودم و اثری که بر مخاطب غربی دارد و درددل و تاسف خودم از کم‌توجهی ما به این‌گونه برنامه‌های ترکیبی و هنرهای آیینی که ظرفیت بین‌المللی بسیار بالایی دارد و...

 

به قول مولانا:

 

باده خاک آمیزشان مجنون کند                   صاف اگر باشد ندانم چون کند!

 

وقتی یک حرکت رقص سماع و آواز بی‌رمقی از موسیقی شرقی مخاطب آمریکایی و اروپایی را این‌قدر ذوق‌زده می‌کند اگر از حقایق ناب و معنوی مثنوی عرفانی مولانا باخبر شوند چه می‌کنند؟


کلمات کلیدی: