نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

می‌دانستی یا نه؟
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸  

 

فإن کنت لا تدری فتلک مصیبة         و إن کنت تدری فالمصیبة أعظم

 

یعنی اگر نمی‌دانستی چنین می‌شود که وامصیبتا! کسی‌که نمی‌داند [...]  و اگر می‌دانستی و [...] که مصیبت سنگین‌تر است...

 

و...

 

مرا دردی است اندر دل، اگر گویم... زبان سوزد

وگر دم درکشم ترسم، که مغز استخوان سوزد

 

 

رفقا از ایران می‌گویند: خوش به حالت که اینجا نیستی! و من از اینجا می‌گویم: خوش به حالتان که اینجا نیستید... در مقابل ابهام و سؤال و نگرانی و تعجب و وحشت اهالی اینجا چه باید گفت؟ دیشب مهمان تلویزیون بین‌المللی مستقبل (متعلق به سعد حریری و وابسته به جریان مخالف حزب‌الله) بودم و از لندن هم علیرضا نوری‌زاده در گفت‌وگو شرکت داشت. در چنین شرایطی باید چه می‌کردم؟ وقتی همه آرمان‌ها و ارزش‌ها و شعارهای انقلاب و رهبری و... زیر سؤال رفته چه باید کرد؟ وقتی همه به ریشت پوزخند می‌زنند چه واکنشی باید نشان داد؟ من که رفته بودم حرف‌های کلی بزنم مجبور شدم ناخواسته از چیزهایی دفاع کنم که آخرش مجری گفت: حالا معلوم شد به چه کسی رأی داده‌اید!


کلمات کلیدی: