نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

 
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۳  

خلاصه بعد برای اينکه يقين پيدا کنم و خيالم راحت شود با نويسنده مطلب تماس گرفتم و پرسيدم شما جايی اين نقل را از من ديده ايد؟ و او تازه پرسيد : (مگر شما اين حرف را نزده ايد ؟ من توی ذهنم بود که شما گفته ايد ... )بعد هم از من خواست که موضوع را تکذيب نکنم و ...و من نيز توضيح دادم که اساسا چنين قصدی ندارم

فردا پس فردا يکی از رفقا روی موبايلم پيغام داد که ماجرا مربوط به آقای زم بوده و تازه يادم آمد که دو سه سال پيش بود و سر و صدايی هم درست کرد و... (اين قصه اشتباه شدن من و حاج آقا زم چند قصه خوشمزه داردکه يکيش را برای آقای زم گفتم ...حالا طرف عمامه را اشتباه گرفته بود حساب ريش را هم نميکرد!)

به هر حال اين داستان بهانه شدبرای بعضی حرفها که مفصل خواهم نوشت و خلاصه اش اينکه معتقدم بعد از ۲۵ سال و در شرايط خاص فعلی ناچار در باره آزادی های اجتماعی و ماهواره و امثال همين والنتين و... در ضمن حفظ اصول و با تدبير و ظرافت و... خيلی ببخشيد بايد يک غلطی بکنيم


کلمات کلیدی: