نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

از آدم خسيس و ترسو پرهيز كنيد!
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ۱۳۸٤  

موضوعي كه در مراسم معارفه خود به عنوان سردبير همشهري تأكيد كردم دو محور عمده داشت كه متن بخش اصلي آن را مي‌آورم:

دو نگراني و مسئله عمده فراروي مديران رسانه‌ها و مطبوعات است كه بايد مورد بررسي و توجه باشد‌:

1ـ خطر بي‌توجهي به تمكن مالي نيروها و پرسنل : (ثم‌انظر في‌امور عمالك)

مدير بايد براي بهره‌مندي آنان از امكانات اوليه و طبيعي و درآمد كافي و بي‌نيازي از طمع در اموال عمومي و ثروت‌هاي ديگران برنامه‌ريزي كند. برخي به خاطر دريافت ناقص و واژگونه از دين تعريفي گاه گدامنشانه از تعاليم رفتاري مولاي متقيان ارائه مي‌كنند در حالي كه در عهد اشتري اين منشور مترقي و بي‌نظير حقوق شهروندي آن حضرت اموال دولتي و امكانات حكومت را وسيله تأمين منافع عمومي به شمار مي‌آورند و در سه موضع جداگانه با عباراتي چون «و اسبغ عليهم الارزاق» در مورد توجه نسبت به نيازهاي طبيعي و تأمين هزينه‌هاي زندگي گروه‌هاي تأثيرگذار و مشاغل حساس مانند قضات و نيروهاي نظامي و انتظامي تأكيد مي‌كنند.

روزنامه‌نگاران و بدنه تحريريه كه بايد از حريم الهي باور و عقيده شهروندان مرزباني كنند و حقوق انساني يكايك آنان را پاس بدارند سزاوار چنين توجهي هستند و خطر بي‌اعتنايي به آنان از خطر بي‌اعتنايي به قاضي و حارس كمتر نيست.

2ـ خطر عدم اقدام

سپس مي‌فرمايند : ولا تدخلن في مشورتك بخيلاً يعدل بك عن‌الفضل و يعدك الفقر و لا جباناً يضعفك عن‌الامور

عدم اقدام چاه عميقي است كه چشم ضعيف انسان‌هاي نادان توان ديدن آن را ندارد. در رسانه‌ها مديران كوته‌فكر شأن خود را مميزي مي‌دانند و بس. به ديدن صحنه‌اي يقه‌باز و پاي برهنه و جام شراب مي‌خروشند و برمي‌آشوبند اما از پخش نشدن صحنه‌هاي پرتأثير و آموزش دهنده در جهت پرورش انديشه و تعالي ايمان و عقيده مخاطب غمي به دل راه نمي‌دهند.

از چاپ متن يا تصويري اندك ناپسند راه‌پيمايي به راه مي‌اندازند و براي يافتن نكته‌اي در گوشه تصويري در صفحه آخر مجله‌اي ذره‌بين به دست مي‌گيرند اما نگران عدم نشر و چاپ نشدن حقايق بلند نيستند.

هشدار اميرمؤمنان درباره مشاوران دنيا طلب و منفعت جوي و همراهان سست عناصر است كه از كوتاهي خود مديران را به كوتاهي‌ها و كم‌فكري‌ها عادت مي‌دهند و با دو خصلت خطرناك «خسّت و ترس» راه رشد و تعالي را بر هر حركت مي‌بندند و سرعت طي مسير را مي‌گيرند. مي‌گويند شايد سرعت زياد ما را به دره بيندازد و نمي‌گويند كندي حركت نه شايد كه قطعاً ما را از قافله باز مي‌دارد. «خواب نوشين بامداد رحيل باز دارد پياده را ز سبيل» و در آنچه اشارت آمد «آنكه را بايد بداند نكته‌هاست...»

 


کلمات کلیدی: