نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

توضيحات
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٤  

 

 يكي از دوستان پرسيده‌اند: وبلاگ را براي چه كسي مي‌نويسيد؟

خوب، وبلاگ را هر كسي براي خودش مي‌نويسد اما وقتي من اين تعبير را به كار مي‌برم ادا و اطوار شاعرانه ندارم. طبيعتا اينقدر مي‌فهمم كه اين صفحات را هر كسي ممكن است بخواند و در روزگاري كه مناسبات اجتماعي تغيير كرده و حريم‌هاي شخصي و مرزهاي خصوصي مخدوش شده اينها بخشي از واگويه‌هاي فردي هستند كه در معرض اطلاع و قضاوت ديگران قرار مي‌گيرند. پس آنچه براي خود مي‌نويسم پيش چشم ديگران نيز هست اما اين ديگران كساني هستند كه مي‌خواهند با نويسنده وبلاگ بيشتر آشنا شوند و از افكار شخصي و مسائل فردي او بيشتر مطلع باشند و لابد اينقدر ظرفيت و پذيرش دارند كه اقتضاي فضاي مجازي و دنياي سايبر را درك كنند.

 

اگر خدا بخواهد بالاخره اين هفته گوش شيطان كر جواب ايميل‌ها را خواهم داد. گرچه من تعهدي نكرده بودم كه با تأخير در پاسخ دادن به نامه‌ها از آن تخلف كرده باشم و در ضمن حجم ايميل‌ها و تنوعش هم واقعا از تصور من و شما خيلي فراتر است.از مشاوره تحصيلي و خانوادگي تا سؤال شرعي و... و البته چون يكايك آنها را نشانه بذل محبت و توجه و لطف ارسال‌كنندگان آنها مي‌دانم مي‌بوسم و بر چشم مي‌گذارم اما لابد مي‌پذيريد كه تحمل و توان و فرصت اين برادر كوچك‌تر هم محدود است. خصوصا اول راه سردبيري همشهري با همه مشكلات و گرفتاري‌هايش.

 

كامنت‌ها را پاك نمي‌كنم و تاكنون اين كار را نكرده‌ام (و اميدوارم مجبور به اين كار هم نشوم) دوست عزيزي كه از اين موضوع اظهار نگراني كرده‌اند احتمالا براي مطلبي كامنت گذاشته‌اند كه به آرشيو منتقل شده. فكر كنم بد نيست نگاهي به بايگاني وبلاگ و مطالب قبلي بياندازند.

 

 مطالب خودم درباره همشهري هنوز مانده است. از ابتداي كار فكر مي‌كردم اين فرصت خوبي است تا هم خودم برنامه‌ها و طرحها و كارها را شب به شب توي وبلاگ بنويسم و هم دوستان و همكاران از اين طريق بتوانند با فكرهاي سردبير روزنامه آشنا شوند و نظرات و نكته‌هاي خودشان را مستقيم و صريح ذكر كنند در ضمن مي‌خواستم چيزي هم راجع به معرفي مهندس چيني‌فروشان بنويسم كه هنوز پاكنويس نكرده‌ام.

 

سايت «تهروني» هم چنانكه يك سايت خبري نوشته: متعلق به من نيست كه با مبلغ سي ميليون تومان به مجموعه رسانه‌هاي خودم اضافه كرده باشم!!! (مي‌دانم يك علامت تعجب كافي است ولي اينجا كمتر از سه تا جواب نمي‌داد) سايت تهروني كار جمعي از بر و بچه‌هاي همشهري محله است كه برخلاف روال معمول مملكت كار مي‌كنند و زحمت مي‌كشند و خلاقيت و ذوق دارند و فرصتي براي عرضه آثار و كارهايشان فراهم كرده است. البته اينكه بعضي دوستان اين ناچيز را اينقدر بزرگ به حساب مي‌آورند از بعضي جهات بد نيست!

 

بعضي دروغ‌ها واقعا اسباب تعجب است. خوب است آدم وقتي دروغ هم مي‌گويد لااقل ملاحظه آبروي خودش را بكند. اگر بي‌خيال خدا و قبر و قيامت هم بشويم عقل آدم اقتضا مي‌كند در دروغ گفتن آدابي را رعايت كنيم.

اخيرا هم خانمي كه او را نمي‌شناختم در وبلاگ خودش چيزهايي درباره من و سوابق كاري‌ام سر هم كرده بود و هر چه دلش خواسته بود بد و بيراه گفته بود. البته از اينكه صريح و روشن حرف دلش را زده خوشحال شدم. گفتم باز هم گلي به گوشه جمالش كه ظاهر و باطن همين بوده و اقلا ناسزاهاي او از تعارفات منافقانه بعضي افراد شيرين‌تر است ولي چون ديدم بيش از استاندارد اشتباه كرده و ناروا گفته خيلي گشتم تا پيدايش كردم و پيشنهاد کردم يک روز به دفتر روزنامه بيايد تا حضورا با هم صحبت كنيم. قصدم اين بود كه اولا از او تشكر كنم به خاطر صداقتش و بعد هم تا ماه رمضان تمام نشده از او بخواهم با خدا قرار بگذارد قدري در دروغ گفتن و ادعا كردن و تهمت زدن مراعات كند و در روزگاري كه ديگران با سرعت صوت به طرف جهنم مي‌روند لااقل او با سرعت انسان از بهشت دور شود!

مي‌خواستم تقاضا كنم فقط براي يكي دو تا از آن همه ناروا سند يا مدرك يا حتي شاهدي شفاهي بياورد و... كه ماه رمضان تمام شد و خبري از او نشد. اميدوارم اين مطلب را بخواند و ضمن آنكه براي من دعا مي‌كند قدري در سرعت قضاوت و تهمت تجديدنظر كند.

 

چند وقت است مي‌خواهم به وبلاگ همسرم لينك بدهم و هنوز راضي نشده است. راستش كار وبلاگ را با هم شروع كرديم و اين اسم نمايندگي مجاز هم يادگار اوست ولي به دلايلي و مثل برخي كارهاي مطبوعاتي‌اش ترجيح داد وبلاگ را با نام حقيقي خود ننويسد و جز من هم هيچكس از اين قضيه مطلع نشد.

او الان چهار پنج كتاب چاپ شده دارد و همچنان با بعضي مطبوعات با نام حقيقي يا بدون نام همكاري مي‌كند. فعلا همين قدر افشاگري بس است. اگر جان سالم به در بردم بقيه‌اش را خواهم نوشت.

 

 ديگر اينكه در ادامه برنامه سخنراني فرهنگسراي ارسباران احتمالا از هفته آينده چهارشنبه‌ها ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر در موزه امام علي عليه‌السلام (خيابان ولي‌عصر خيابان اسفنديار) برنامه ارتباط حضوري و پرسش و پاسخ خواهيم داشت درباره جزئيات برنامه و تفصيل ماجرا بعدا مطلع خواهيد شد. عجالتا اين را ذكر كردم كه اگر درباره زمان برنامه و.... نظر و پيشنهادي داريد بفرمائيد تا دوستان در صورت امكان لحاظ كنند.

 

 اين يادداشت‌ها را براي دومين بار مي‌نويسم. يكبار با تفصيل و سر حوصله نوشتم كه از بس وسط نوشتن پرينت صفحات روزنامه را ديدم و با تلفن صحبت كردم و كارهاي ديگر را راه انداختم  نمي‌دانم چه شدکه بعد از ارسال ناپديد شد و... البته دفعه اول نيست كه به خاطر ناشي‌گري اين بلا سرم مي‌آيد و نكته‌هاي نغز و ارزشمندي از اين آثار قلمی از دسترس جامعه بشري دور مي‌ماند!

 

 

 


کلمات کلیدی: