نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

بايد اينجا باشی تا بفهمی
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٥  

سخنرانی اخیر آقای نصرالله تکان دهنده بود و به قول غسان بن جدو ( الجزیره) استخوان شکن . باید اینجا باشی تا بفهمی چرا بعد از مدتها آرامش قلبم دوباره تنگی گرفت.عجیب و غریب بود شاید حرف احمد بن بلا را جوان های امروز درک نکنند که می گوید افتخار می کنم سرباز نصرالله باشم چقدر دلم می خواست انفجار درونم را یک جوری روی کاغذ بیاورم از مالکوم ایکس تا همین بن بلا که روزگاری اسطوره والگوی قهرمانی و مبارزه بود برای یک نسل و چقدر دل آدم میسوزد که خود نصرالله می گوید من سرباز خامنه ای هستم ولی در ایران بعضی کیسه های شن که خودشان برای پرواز بزرگ نیستند چه طور این بالن بلند پرواز را از اوج پایین می کشند هرروز و اگر نباشد بالا رفتنش با فشار گاز دعا ها و ایثار ها و...خدا میداند چه میشود ...بگذریم

 روز میلاد امام رضا علیه السلام حسابی تهاجم فرهنگی شدیم. صبحانه را در یک رستوران آمریکایی مهمان بودیم و بعد همان دوست میزبان ما را به دانشگاه آمریکایی برد . دفعه قبل که رفته بودیم شب بود ولی این بار در هوای خوب و اول روز و انگار یک روستا در دل بیروت کنار دریا و...خاطره مدرسه مدرس ( که قبل از انقلاب مدرسه آمریکایی های تهران بود)  زنده شد ودرست همه جا را گشتیم و صحبت ها شروع شد از دانیل بلیس و اینکه چگونه صد و چهل سال پیش کار را آغاز کرد و نقش این دانشکاه در جریانات سیاسی و اجتماعی معاصر نه فقط منطقه بلکه جهان و نقش ایرانی ها در آن ( یکبار آقای دکتر ... اشاره داشتند به اینکه وضعیت فعلی دانشگاه کار بچه های ایرانی دهه چهل میلادی است ) و بحث رسید به معماری از سنمار تا امروز که کاخ سفید و کاخ کرملین واژه هایی شناخته شده در فرهنگ معاصرند و اینکه ایران کجاست این وسط با آن سابقه درخشان و حرف برنامه ریزی برای سیصد سال و پانصد سال بعد و ...سر در آوردیم از اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا... ورحم الله امرئا اذا عمل عملا اتقنه.. و عجبا من جد هولائ فی باطلهم و ... همان درد دل ها و حرف های همیشگی که آخرش میرسد به آه و افسوس و بعد امید و ان شائ الله و ... عصر تصمیم گرفتیم برای رفع تهاجم فرهنگی و جبرانش برویم تظاهرات حزب الله  ولی چشمتان روز خوب ! نبیند وقتی دور و برمان را نگاه کردیم جماعت مشغول رقص و صفا بودند و از بلند گو ها هم که تا دیروز فقط سرود های حزب الله را پخش می کرد صدای زنی پخش می شد که گفتند فیروز معروف است رمز وطنی و سنتی لبنان و بعد سرودهای سلیمان فرنجیه و میشل عون که ظاهرا به تقلید از سرودهای حزب الله آماده شده اند و معلوم شد از میدان شهدا و وسط جماعت مسیحی سر در آورده ایم که البته تمایز تعریف شده ای نیست و باز قر و قاتی هستند و توی رقص های دسته جمعی جوانانشان دختران مثلا با حجاب هم قاتی بقیه دختر ها و پسر ها  و برایم تحمل دست اندرکاران مراسم جالب بود که خودشان در خیمه هایی آنطرف تر مشغول نماز و دعا بودند و چاره ای نداشتند جز اینکه آداب تحالف و مشارکت را بپذیرند . دیدم آمدیم توبه انگار توبه به ما نیامده برگشتیم میدان ریاض الصلح ...امان از این تهاجم فرهنگی ! و رفتم توی فکر مدیریت این نیروی جوان و سازماندهی این همه انرژی و حرفی که سالهاست از زمان خانه ( که بالاخره امسال توسط برادران دولت جدید کارش یکسره شد ) داشته ام که متفاوت است همه اش با هدایت اخلاقی و مطلق دیدن و  تصور انسان کامل و ... اتفاقی که در جیش المهدی عراق افتاد و طالبان افغانستان و .. . با این فرق که اینجا یک جوری در فضای خاص لبنان تعریف میشود  جوان ها بالا و پایین می پرند و همه پرچم ها قاتی است . شال حزب الله در گردن و پرچم میشل عون به کمر همان قصه با یک دست سینه زنی و با یک دست بشکن و ماجرای انجمن اسلامی کلیسا و... همین جا پاسخ آن دوستمان را بدهم که بر عکس تصور ایشان آقای نصرالله و بقیه دقیقا برای عنوان مقاومت از نام حزب الله استفاده می کنند ( تغییر شعار فرعی حدود پانزده سال پیش بحث مستقلی است ) ولی نکته مهم توجه آنها به شرایط و واقعیت های عینی و به قول خود آقای نصرالله اخذ بالاسباب است . در همین تظاهرات اعلام شد در محل اصلی اعتصاب فقط پرچم لبنان را بلند کنید و دیدیم این استراتژی چقدر موثر بود یا نماز جمعه مشترک دیروز به امامت یک شیخ از جماعت اهل سنت ( اواسط سال که خدمت آقای نصرالله رسیدم برای گرفتن یک یادداشت در همشهری آن موقع و  قولش را  هم داد ایشان از انتخابات پارلمانی و بعضی از همین حواشی می گفت که عرض کردم همین توجه شما به ملاحظاتی مانند استفاده رسمی از تاریخ میلادی برای کارهای حزب الله و نه مثلا تاریخ هجری قمری خودش خیلی از راهها را باز می کند . تا یادم نرفته همین را نقل کنم که یکی از دوستان می گفت زمانی که فیلم مارمولک ساخته شد یک نسخه از فیلم را گیر آوردیم و به ایشان رساندیم ) خلاصه واقع گرایی که حز ب ا لله به آن توجه دارد رمز ماجراست نکته مهم این است که فضای  لبنان فضایی خاص و متفاوت است و اقتضاات خودش را دارد مثلا در همین اعتصاب اینقدر نکات و صحنه ها ی بکر هست و چقدر دلم میسوزد که همه بیشتر درگیر بحث های سیاسی و خبری هستند . به ایمن زغیب کارگردان مجموعه روح الله زنگ زدم گفتم این فرصت دیگر تکرار نمی شود میدانی چه فیلمهای مستندی میشود اینجا در آورد و بعد درد دل ها شروع شد و ... بعدش هم زنگ زدم به دکتر جبلی العالم و لی ...به هر حال فضای عجیبی است و خوب است که اینجا روزنامه جمهوری اسلامی و ستون جهت اطلاع ندارند والا راهپیمایی تعطیل بود و میدان محسنی باید جلوی میدان ریاض الصلح بوق می زد! حالا اقتضای طایفه ای بودن اینها و ترکیبشان میشود نقش عنصر رنگ پرچم ها و شعار اخضر اصفر لیمونی و عنصر حرکت و بالا و پایین پریدن و رقص و دست زدن ها و...عنصر صدا و فریاد و شور و موسیقی و ( سی دی کلیپ ها ی کنسرت گروه موسیقی حزب الله در مناطق مختلف لبنان دیدنی است ) اقتضای اینجا را ایران ندارد . توی ایران اگر کسی با کراوات نماز بخواند یا با روسری نصفه نیمه عکس آقای خامنه ای را بغل کند بچه حزب اللهی های تهران چه جوری نگاهش می کنند ؟ ( یادم نمی رود قیافه جماعت را وقتی در فرودگاه تبریز به اردشیر رستمی رسیدم و بعد از مدت ها همدیگر را دیده بودیم و آن موقع مشغول باز ی در سریال شهریار بود یا وقتی با دکتر اسلامی ندوشن از مشهد برمی گشتیم که ایشان در توس سخنرانی داشت و هر دو مورد آنها سه تیغه و کراواتی و من با عبا و عمامه مشغول روبوسی و حال و احوال و ... )


کلمات کلیدی: