نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

مصاحبه دبير کل حزب الله
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ دی ۱۳۸٥  

     روز پنجشنبه قبل از  ظهر وقتی طبق قرارم با یکی از اساتید دانشگاه LAU به قهوه خانه رسیدم متوجه شدم عماد مجری توانمند و دوست داشتنی المنار سر میز پشت سرمان نشسته و مشغول فکر کردن و چیز نوشتن است . در طول مدت یک ساعتی که من آنجا بودم او همچنان مشغول بود و برای خودش روزنامه می خواند و یادداشت برمی داشت . در آن هنگام تصور می کردم  دارد برای یکی از برنامه های روزانه المنار آماده می شود .بعد از آن هم چون موقع قرار دیگرم فرا رسیده بود ناچار شدم با عجله از آنجا بروم و... جمعه شب وقتی همه چشمها برای تماشای مصاحبه مهم و حساس آقای نصرالله به تلویزیون ها خیره شده بود با تعجب دیدم این بار به جای خانم بتول (مجری سیاسی موفقی که مصاحبه قبلی را انجام داده بود) آقای عماد نشسته است و تازه توانستم حدس بزنم روز قبل چه چیزی آن طور ذهن او را مشغول کرده بود و تازه رفتم توی فکر که اگر قرار بود یک خبرنگار ایرانی با آقای نصرالله مصاحبه کند چه چیزهایی می بایست بپرسد ... یاد پدرام پاک آیین افتادم و روزهایی که بوق اشغال را ابداع کرده بود و با هم برای نخستین مصاحبه ها صحبت می کردیم و ...

   به نظر شما اگر قرار بود الان با ایشان مصاحبه کنید باید چه سوالاتی می پرسیدید ( شاید بعدا سوالاتی که خودم دوست داشتم بپرسم را بنویسم ) خواهش میکنم محبت کنید و بعد از تامل جدی نتایج خود را برای استفاده و همفکری دوستان دیگربنویسید


کلمات کلیدی: