نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

حجاب و عبوديت
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٦  

    این ایام نمایشگاه کتاب بیروت برپا بود . خلوت و متنوع و در حد خودش پر ثمر و البته بی دعوا و دردسر . نه جایش را قرار بود عوض کنند و نه کسی برای ولگردی و چشم چرانی به نمایشگاه می آمد  ( چون خوشبختانه تقریبا جای هر کاری معلوم است ! ). هر چه دلم برای نمایشگاه کتاب تنگ شده بود اینجا گشتم و بهره بردم . مخصوصا دومین روز که محمود درویش شاعر معروف عرب ( فلسطینی ) برنامه داشت و من گر چه برای نشست یک کتاب جدید با عنوان دین و دولت در ایران رفته بودم این برنامه را ترجیح دادم و از قضا برایش یک شعر کوتاه هم از کارهای قبلی ام خواندم که استقبال خوبی کرد . در غرفه عربستان هم میان ترجمه های قرآن که توسط موسسه ملک فهد منتشر شده ترجمه فارسی قرآن برایم جالب بود . نثر محدث دهلوی را انتخاب کرده بودند که انصافا یکی از ترجمه های خوب است و یک وقتی دکتر حداد عادل هم مقاله ای راجع به آن نوشته بود .  یک غرفه هم که نسخه های نایاب و تابلوها و مخطوطات می فروخت یک تابلوی خوشنویسی قدیمی  از مصر داشت با خط درشت و صلوات کامل بر آل الله که می توانست سند خوبی باشد بر اصالت این ادب حتی تا سده گذشته و حیف که پول خریدنش را نداشتم و البته اینگونه سند ها کما بیش فراوانند از سنگ نوشته هایی که کم کم یا سهوا یا عمدا دارند از بین می روند تا ... نکته ای که جالب است اهتما می است که  بعضی از اهل سنت در سالهای اخیر  برای محو بعضی اسناد تاریخی به خرج می دهند مثلا بعضی متون کهن را به بهانه تصحیح یا تلخیص چاپ مجدد می کنند و... در سالهای اخیر که با گسترش بعضی کتب مانند آثار دکتر تیجانی توجه نسل جدید به این موضوع جلب شده این زیرکانه ترین کار برای پاک کردن صورت مساله است . در همین نمایشگاه شاید بیش از چهار پنج چاپ مختلف از اسباب النزول واحدی را تورق کردم و در هیچکدام سوره صافات نبود  ( توضیح کامل را بعدا خواهم داد ) و ...

    با یک روحانی فهمیده و معتدل اهل سنت هم رفیق شده ام و دارم درضمن کارهای خود یک دوره فقه اهل سنت را به صورت مختصر مرور می کنم . تجربه های جالبی است و فرصت خوبی برای فهم چیزهایی که هیچ وقت توی ایران نمی شود فهمید .البته در محیط دانشگاه و سر کلاس درس و بحث با فرهنگی ها و اهل مطالعه  معمولا ماجرا نرم تر پیش می رود ولی در محیط بیرون گاهی البته سخت است مثلا  وقتی بخواهی با زبان نرم و آرام آرام با مغازه داری حرف بزنی که بالای سرش عکس صدام را زده و نوشته بطل العرب ابوعدی ! ...شاید اگر روزی در تهران این تصور را  می کردم می گفتم گور پدر گفتگو ... ولی حالا نه . می فهمم هر چه هم من بخواهم روبروی آینه  مثل خیلی دوستانمان حرف بزنم واقعیت بیرونی همین است و متاسفانه گاهی همین را نمی فهمیم که کارهایمان سر از ترکستان در می آورد ...  اسب بحث هایمان با رفیق مسیحی هم از گردنه سقیفه بنی ساعده گذشت و در سربالایی حجاب و عبودیت گیر کرد ! این دو حوزه بر خلاف انتظار من از سخت ترین گلوگا ه های اقناع مخا طب غیر مسلمان هستند مخصوصا بحث تعبد چون در فارسی ما و اژه های برده و بنده را داریم و در انگلیسی هم دو واژه   servant  و  slave  جدا می شود اما در عربی فقط یک کلمه عبد به کار میرود که تفکیک مفا هیم را کمی مشکل می کند و خوب طبیعی است که طرف زیبا تر می بیند به جای برده بودن خدا را به قول خودش با adore ( عشق شدید و شیفتگی ) بپرستد که شاید اگر وقت کردم تفصیل بحث ها یمان را بیاورم .

    چند مطلب مهم هم بود که وقت نشد مثل چیزی که بعد از تماشای سی دی اخراجی ها نوشتم . فعلا درگیر تصویب موضوع رساله هستم که کمی مشکل و وقت گیر است . دعا کنید خدا کمک کند به نتیجه نهایی که رسید تفصیلش را می نویسم . راستی شبکه مذهبی اقرا برنامه مفصلی برای انتخاب ملکه دختران دارد و بعد ازرای گیری و مراحل گوناگون در حال نتیجه گیری است تجربه ارزشمند و مهمکی است که ما هنوز توی ایران به آن نرسیده ایم


کلمات کلیدی: