نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

لبنان پس از جنگ
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ امرداد ۱۳۸٦  

      این یادداشت را برای دوستان جامعه اسلامی دانشجویان نوشتم که اردویی داشتند و نشریه ای و حقی به گردن من ... که خیال می کردند علی آباد هم شهری است و در سفرمن به تهران آمدند به زیارت اهل قبور و دیدارشان قوت قلبی بود و نعمتی 

 برای بررسی و فهم شرایط امروز لبنان و حتی درک اهمیت و ارزش پیروزی تاریخی حزب الله و مقاومت براسرا ییل در جنگ سی و سه روزه سال پیش (2006 ) باید نخست واقعیت های سیاسی اجتماعی و فرهنگی  معاصر لبنان را با ریشه های عمیق تاریخی شان به درستی فهمید .

    یکی از مشکلات امروز ما در ایران این است که به دلایل گوناگون فهم درستی از این  واقعیت ها وجود ندارد وبه همین سبب شرایط امروز لبنان هم گاهی به دقت تحلیل نمی شود. چندی پیش یکی از دوستان از من  می پرسید :

" اوضاع لبنان چه طور است ؟  " و در حالیکه دست راستش را حرکت می داد گویی نمکدانی را از روی میز جا به جا می کند اضافه کرد : " چرا این آقای نصرالله  کار را یکسره نمی کند ؟ " ! البته به او حق می دادم که فکر کند جا به جا کردن دولت فعلی لبنان مثل جا به جا کردن نمکدان روی میز است و در نتیجه متعجب باشد از اینکه چرا این سید قدرتمند از انجام دادن این کار ساده ناتوان مانده و ملت را نزدیک یک سال در تحصن و اعتصاب نگه داشته است !

    درست به همین دلیل است که بسیاری از اشخاص وقتی بعضی برنامه های تلویزیونی یا عرضه مشروبات الکلی یا نوع پوشش بانوان را در لبنان می بینند می پرسند چرا در یک کشور" اسلامی" ! وضع چنین است ؟ و حتی به خود زحمت  مراجعه به یک اطلس جغرافیایی یا کتاب اطلاعات عمومی  نمی دهند تا ببینند که لبنان اساسا یک کشور اسلامی نیست .

    مسئولان رسانه های عمومی ما هم اصلا به این نکته توجه ندارند که نشان دادن دقیق و کامل همه حوانب نه تنها به ضرر حزب الله و ایران نیست بلکه در درازمدت اهمیت و نقش حزب الله را بیشتر تبیین می کند . چنان که در فیلم های هالیوود و سیاست های رسانه های آمریکایی  قدرت خیالی یا واقعی دشمن را چنان بزرگ نمایش می دهند که هم پیروزی خودشان بر آن قدرت بیشتر معنی داشته باشد و هم شکست یا عدم توفیق احتمالی و زمان طولانی و میزان تلفات و هزینه مالی شان توجیه پذیر گردد .

   سالهاست ما در برنامه های مختلف صدا و سیما تصویری کارتونی و عروسکی از محمد رضا پهلوی به نسل جدید نشان داده ایم که تنها مجسمه بلاهت و حماقت است و طرفداران  و یاران و همراهان او هم مجموعه ای از افراد بیسواد و نفهم و تریاکی که جز خواب و خوراک و شهوات به هیچ چیزی فکر نمی کنند و هیچ بهره ای از تدبیر و تلاش حتی برای حفظ حکومت و  دنیای خود ندارند . آیا فرزندان ما بعد از سالها دریافت این تصاویر حق ندارند با خود بگویند : " چنین حکومت سست و بی پایه و اساسی که نیازبه جهاد عظیم امام خمینی و آن همه تظاهرات و زندان و شکنجه و خون و قیام نداشت و چنین افراد ابله و نادان و بیسواد و احمقی باید با یک اشاره سرنگون می شدند " !

  نمونه دیگر تصویری است که معمولا در برنامه های تلویزیونی و برخی فیلمهای دفاع مقدس از فرماندهان بعثی و عراقی ارائه می شود و آنان به عنوان افرادی گیج و منگ و خل وضع ترسیم می شوند که حتی با یک آفتابه مسی می توان همه شان را به اسارت گرفت ! و توجه نمی شود که بعدا نمی توان یک تناقض بزرگ را حل کرد و آن سوالی است که این  مخاطب جدید  خواهد داشت و خواهد پرسید : " آیا در مقابل چنین کسانی هشت سال جنگ و هزاران شهید و جانباز و اسیر و... آخر هم قطعنامه  را تحمل کردید ؟! اینها را که با یک پف کردن هم می شد یکباره نابود کرد "

   مشکل از اینجا ناشی می شود که ما با بزرگ نمایی یک استثنا و حذف پاره هایی از واقعیت داریم  مشکلات بزرگتری در ذهن مخاطب ایجاد می کنیم .

   حالا همان دیدگاه و همان تفکر خواسته یا ناخواسته دارد برای مخاطب ایرانی از لبنان سخن می گوید : وقتی از محبوبیت سید حسن نصرا لله در میان شیعیان تصویر نشان می دهد پایبندی بعضی مسیحیان متعصب مارونی به سمیر جعجع را نادیده می گیرد . وقتی عزاداری  شیعیان برای سید الشهدا علیه السلام را گزارش می کند از وابستگی فکری شدید اکثر اهل سنت به برخی پایگاه های سلفی و وهابی عربستان سعودی  سخن نمی گوید . وقتی از تعلقات شرقی و اسلامی مردم لبنان  حرف به میان می آید هویت اروپایی و رنگ و روی فرانسوی این کشور را نادیده می گیرد . وقتی از اکثریت جامعه مسلمان و غلبه جمعیت شیعی لبنان سخن می گوید از ضعف و ناتوانی آنان در مقابل اقلیت قدرتمند و حاکم غیر مسلمان و غیر شیعی حرفی به میان نمی آورد و ....  در نتیجه مخاطب ایرانی امروز از لبنان یک کشور اسلامی تصور می کند که همه مردمش طرفدار حزب الله هستند و تنها یک دولت چند نفره در مقابل همه ملت ایستاده است . این ملت هم تمام شان شیعیان و مسلما نان متدین و ملتزم و متشرعی هستند که روزها را روزه می گیرند و شب ها را به نماز می ایستند و ...

   خوب با چنین شرایطی نه پیروزی حزب الله بر اسراییل چندان قیمتی پیدا می کند و نه ضعف آنان در مقابل جریان وابسته و قدرتمند حاکم توجیه دارد .

   اگر واقعیت ها چنان که هست با همه تفاصیل و جزییات و با اشاره به همه زمینه ها و ریشه های تاریخی  تشریح شود آن وقت شاید مخاطب ایرانی  قدری درک کند که در جنگ سی و سه روزه چه معجزه عجیب و شگفت آوری رخ داده و شاید اندکی بفهد که همین مقدار ایستادگی و مقاومت سیاسی حزب الله در مقابل  دولت هم دست کمی از آن پیروزی نظامی ندارد.

   امروز و بعد از آن جنگ بزرگ و با عظمت شرایط لبنان روز به روز حساس تر می شود . کشوری که نه تنها هویت ملی و وطنی مستقل ندارد بلکه حتی طوایف و مذاهب مختلف هم در این کشور به گروه های متعصب گوناگون تقسیم می شوند و تنها چیزی که تعیین کننده است تعصب قومی و طایفه ای و گروهی و مذهبی است .

   امروز ما در لبنان از شیعه ای سخن می گوییم که دهها سال پیش و در زمان ورود امام موسی صدر به لبنان تقریبا هیچ ماهیت و هویت مستقل و حضور قابل توجهی نداشت و تقریبا به شمار نمی آمد .

  امروز ما شیعه ای را در یک صف و با یک موضع واحد می یابیم که تا چند سال پیش مانند سایر گروههای لبنانی به کشتن همدیگر مشغول بودند و به روی همدیگر اسلحه می کشیدند .

  حالا چنین نیروهایی همه دارایی و پشتوانه حزب الله   برای ایفای  نقش تعیین کننده اش  در چنان جامعه آشفته و پیچیده ای  هستند و سید حسن نصرالله باید با هوشمندی و حساسیت با همه تعصب های قومی و طایفه ای کنار بیاید . آن هم در شرایطی که تمام دنیا از آمریکا و انگلیس و فرانسه گرفته تا کشورهای عربی به حمایت از دولت لبنان و مبارزه با حزب الله بر خاسته اند و در این حال جامعه شیعی لبنان خود آکنده از مشکلات است چه رسد به کلیت لبنان که مجموعه ای از بحران های مختلف در خود ذخیره دارد .

      امروز جوانی باید در جبهه مقاومت بایستد و آرام آرام با فرهنگ دینی آشنا شود که گاه ممکن است شیوه زندگی اش کمترین نسبتی با آموزه های اسلامی نداشته باشد .

     امروز زنی قرار است فرزندش را برای مبارزه و شهادت تربیت کند که شاید پیش از این جز تعلق طایفه ای و شناسنامه ای  چیز زیادی از مکتب و عقیده خود نمی دانسته و مشغول جدید ترین مد های پوشش و آرایش و زندگی  اروپایی خود بوده است  .

     گر چه نباید در این میان التزام و تقید گروه ها و خانواده هایی بسیار معدود و محدود را هم  نا دیده گرفت و برخی استثنا ها را فراموش کرد  اما به هر حال وضع عمومی لبنان و شرایط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی جامعه شیعی  لبنان با تصور رایج در ایران  فاصله زیادی دارد .

   دقت و توجه به این واقعیت ها سختی و مشقت کار پیشوای مقاومت سید حسن  نصرالله  را بیشتر نشان می دهد و حساسیت بحران فعلی لبنان را هم بهتر نمایان می سازد .

   شاید به همین دلیل است که بعضی از لبنانی ها  در برخورد با دوستان ایرانی خود بر این نکته تاکید می کنند و با حسرت و تاثر اظهار می دارند : " شما قدر خودتان و قدر ایران و قدر جمهوری اسلامی را نمی دانید "   آنان فاصله میان شرایط خود در لبنان و شرایط ما در ایران را بهتر می فهمند .

    می ماند چند نکته از وضع سیاسی لبنان درآستانه انتخابات ریاست جمهوری و نمایش پر سر و صدایی که برای علم کردن ارتش دارند در مقابل حزبالله و با تقلید های مسخره برای ساختن سرود و ویدیو کلیپ و ... آن هم درست در سالگرد پیروزی در جنگ بزرگ ۳۳ روزه و داستان تماشایی اردوگاه نهر البارد و گروه فتح الاسلام  که فعلا مجالش نیست و اگر قسمت باشد  وسط کلاس های فشرده  تابستان می خواهم قبل از برگشتن مجدد به تهران چند نکته خیلی مهم را بنویسم  

 


کلمات کلیدی: