نمایندگی مجاز

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

ما همه مون مثل همیم!
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧  

     سال ها پیش وقتی یک شب  بعد از مدت ها به مسجد منشور رفته بودم دو تا از بچه های محله  را دیدم که معلوم بود خیلی وقت است همدیگر را ندیده اند و مشغول سلام و علیک بودند.

اولی با شور و حرارت گفت : ای بابا معلوم هست تو کجایی ؟ چند وقت است اصلا مسجد نمی آیی ! دومی شکسته پاسخ داد : تو نیستی پسر... در همین هنگام نفر سوم رسید و خیال هر دو را راحت کرد و با خنده گفت : خودتان را اذیت  نکنید  در یک هفته گذشته هیچ کدامتان نبوده اید ! 

  حالا به قول مرحوم عمران صلاحی شده حکایت ما: جناح های سیاسی و روزنامه ها و مسئولان و حتی دوستان وبلاگ نویس جوانمان طوری برخورد می کنند که لازم است حافظه تاریخی سالمی از راه برسد و به همه ما یاد آوری کند که بیخود خودتان را ناراحت نکنید همه مثل هم هستید!

  خدا وکیلی و مردانه اگرآقای کروبی شده بود رئیس جمهور و همین مطلب آواز دلفین ها را محمد جعفر بهداد در کیهان می نوشت چه می شد ؟ تصورش خیلی سخت نیست ... شاید آن وقت ایرنا به جای فارس شلوغ می کرد و بعد کسی  در سرمقاله جام جم از احادیثی شاهد مثال می آورد که حسنین علیهما السلام را به جوجه هایی ضعیف و زرد تشبیه کرده و در  توصیف ظهر عاشورا از گوسفندی که تشنه ذبحش می کنند سخن گفته اند! 

  بیایید صادقانه اعتراف کنیم و بپذیریم که همه مثل همیم !

 در احترام به حقوق مردم 

 پذیرش مخالف

 صداقت و صراحت

دوری از چاپلوسی

تواضع و فروتنی

حفظ بیت المال

پارتی بازی

ریا کاری و نفاق

سوء استفاده از ارزشهای دینی

و... کارنامه هیچ کداممان با دیگری خیلی فرق نمی کند    راستی ها در یک ماده نمره بالاتر دارند و چپی ها در یک ماده دیگر اما آخر کار هیچ کدام نمره قبولی نمی آوریم اما جالب اینجاست که روی هیچ کداممان هم کم نمی شود!  

  از نهضت آزادی اول انقلاب بگیرید تا جریان های فراگیر و جبهه ای و تحول خواه و آبادگر ونمی دانم چه و چه ... همه تقریبا مثل هم هستند   روزی که دوم خردادی ها آمدند مگر این نشد که حتی آبدارچی جزء یک اداره دورافتاده را به جرم رای ندادن به کاندیدای متبوع  با اهانت و تندی حذف کردند؟ روزی که سوم خردادی ها آمدند مگر جز این بود که هر که را خوششان نیامد به جرم اینکه مانتویی است یا در دعای کمیل شرکت نکرده حذف شد؟ 

  راست و چپ روحانیت و روحانیون اصلاح طلب و محافظه کار خشونت طلب و مهرورز روشنفکر و مرتجع همه امتحان خود را پس داده اند.لازم نیست از تجربه های بی شمار خود مثال بزنم شما مانند من در ذهن خود نمونه های فراوان دارید .از دنیای سیاست و اقتصاد بگیرید تا... همه مثل همیم! 

    چادری اگر به بی حجاب فحش می دهد آخوند هم از کراواتی ناسزا می شنود .احمدی نژاد اگر هاله نور دارد خاتمی هم شجره نامه چاپ می کند .

  هنرمند انقلابی چنان برخورد می کند که گویی سیمین دانشور یک آدم بیسواد است و عباس کیارستمی یک مزدور بی عرضه و هنرمند ضد انقلاب چنان که گویی حمید سبزواری بلد نیست شعر بگوید و سید مهدی شجاعی اصلا وجود خارجی ندارد! 

   فرقی نمی کند چه کسی مدیر مسئول روزنامه باشد بالاخره  بعضی از عکس ها حذف می شوند ...یک دفعه این عکس ها و دفعه بعد آن عکس ها!   روزنامه سوم خردادی با چاپ یک کاریکاتور در یک روزنامه مخالف حتی رقم مبالغ پرداختی سازمان سیا را هم کشف می کند اما بعد از مدتی که در همان روزنامه یک عکس بسیار موهن چاپ می شود تازه می فهمد خطا هم در روزنامه نگاری ممکن است و خفقان می گیرد و روزنامه دوم خردادی تا سوژه ای برای کوبیدن رقیب سیاسی می یابد آن را تیتر یک خود می کند و پس فردا که معلوم می شود خبر اساسا دروغ بوده به روی خودش نمی آورد   

 من وقتی مطلب می نویسم این سایت لینک می دهد چون تعریضی به جریان مقابلش دارد و آن سایت کلا حذفش می کند و دفعه بعد آن سایت دوم چون یک نکته باب میلش در آن می بیند لینک می دهد و بالعکس   جالب اینجاست که کار هرجا و در هر سطحی به دست هر کس می افتد چنان برخورد می کند و با چنان اعتماد به نفسی موضع می گیرد که گویی خودش همین الآن از مریخ آمده است .  اگر به جای آقای ضرغامی که مرا به خاطر انتقاد از صدا و سیما ممنوع التصویر کرد هر کس دیگر هم بود همین اتفاق می افتاد. اگرضد ولایت فقیه به عدم تبعیت از رهبری متهم است آقایان ذوب در ولایت هم پایش بیافتد و خلاف میلشان باشد در مخالفت با رهبری و توجیه خودشان شناگران ماهری هستند و فقط برای سخنرانی  و بیانیه دادن به نفر قبلی بد وبیراه می گویند!

انگار یکی باید از راه برسد و در گوش حضرات فریاد کند که آقا در طول همه این سالها شما هم حضور داشته اید ! اگر ویرانه است حاصل کار شما هم هست اگر خراب است از آثا رشما نیز هست اگر عیب و ایرادی دارد شما هم بی تقصیر نیستید   

  ما همه مثل همیم  ! چرا نمی خواهیم باور کنیم ؟  

 اگر بدون کنکور مدرک دانشگاهی دادن بد است همه داده ایم 

   اگر دروغ گفتن زشت است همه گفته ایم 

   اگر رابطه و تماس با دیپلمات های خارجی جاسوسی است همه کرده ایم  

  اگر از بیت المال سوء استفاده کردن خیانت است همه  سهم داریم 

  اگر دست بردن به هر شکل  در آراء مردم و تاثیر در روند دموکراتیک انتخابات نادرست است همه شریکیم  

  حالا یک کم بیشتر یا یک کم کمتر چه فرقی می کند   اگر ... اگر....  

 من به عنوان یک ایرانی و نه بیشتر که ندانسته و ناخواسته در کارهای مختلفش اشتباهاتی کرده با تواضع و فروتنی به اشتباهات خودم اعتراف می کنم اما نمی توانم باور کنم که برخی مدعیان پر سر و صدا  تنها طرف مقابل خود را  متهم کنند 

  اگر اتهام زدن نادرست است فقط کیهان تهمت نمی زند . در جریان خانه روزنامه نگاران جوان هر کسی هر چه خواست گفت و من که دستم به جایی نمی رسید در ایام بازداشت فقط فحش ها و ناسزاها را در روزنامه خواندم و از تلویزیون شنیدم و هنوز هم با وجود تمام مدارک و اسناد  به دروغ  هر کس هر چه می خواهد می گوید  و ... در همشهری آنچه در باره هواپیمای خبرنگاران نوشته بودم دردسر درست می کرد و در همان حال عدم اطاعت محض از آقای فلان و جناب بهمان    اشکال کار اینجاست که همه را امتحان کرده ایم و همه جورش را دیده ایم 

  آری برادر آری خواهر ما همه مثل همیم فقط هر چند وقت یکبار جاهایمان عوض می شود  کاش می شد بیایییم و به جای  نمایش و معرکه گیری مثل آدم به خطاهایمان اعتراف کنیم و از مردمی که صبورانه  با نگاهی عاقل اندر سفیه به ما – همه ما – خیره شده اند خجالت بکشیم  

 از پدر و مادرهایی که سالهاست با صدای هر زنگ در دلشان می لرزد و به قاب عکس  مفقود الاثرشان نگاه می کنند 

   از بچه هایی که هر بار پدرشان با سرفه هایی خشک به سمت کپسول اکسیژن می دود قلبشان زخم برمی دارد   

 از آن آزاده ای که وقتی فهمید همسرش به تصور شهادت او دوباره ازدواج کرده برای اینکه زندگی او و بچه هایش به هم نخورد خود را معرفی نکرد و به  زندگی گمنام و باربری با وانت پیکان مشغول شد 

  آن آزاده الآن هم هست توی همین کوچه ها و خیابان ها  آن آزاده  هر چند روز یکبار می رود نزدیک خانه و روبروی  مدرسه دخترش و محل کار پسرش و از دور در خلوت و تنهایی نگاهشان می کند و تلخ می گرید روزی صد بار در خود می شکند و برای یکبار بغل کردن بچه خودش که سالها در اسارت به خیالش فکر کرده  بال می گشاید و باز ... تلخ می گرید 

  آن آزاده وقتی  هر روز روزنامه ها یمان را ورق می زند و اخبار تلویزیون و رادیویمان را می شنود با خود چه می گوید؟ 

 راستی نباید خجالت بکشیم؟

  


کلمات کلیدی: