از آدم خسيس و ترسو پرهيز كنيد!

موضوعي كه در مراسم معارفه خود به عنوان سردبير همشهري تأكيد كردم دو محور عمده داشت كه متن بخش اصلي آن را مي‌آورم: <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دو نگراني و مسئله عمده فراروي مديران رسانه‌ها و مطبوعات است كه بايد مورد بررسي و توجه باشد‌:

1ـ خطر بي‌توجهي به تمكن مالي نيروها و پرسنل : (ثم‌انظر في‌امور عمالك)

مدير بايد براي بهره‌مندي آنان از امكانات اوليه و طبيعي و درآمد كافي و بي‌نيازي از طمع در اموال عمومي و ثروت‌هاي ديگران برنامه‌ريزي كند. برخي به خاطر دريافت ناقص و واژگونه از دين تعريفي گاه گدامنشانه از تعاليم رفتاري مولاي متقيان ارائه مي‌كنند در حالي كه در عهد اشتري اين منشور مترقي و بي‌نظير حقوق شهروندي آن حضرت اموال دولتي و امكانات حكومت را وسيله تأمين منافع عمومي به شمار مي‌آورند و در سه موضع جداگانه با عباراتي چون «و اسبغ عليهم الارزاق» در مورد توجه نسبت به نيازهاي طبيعي و تأمين هزينه‌هاي زندگي گروه‌هاي تأثيرگذار و مشاغل حساس مانند قضات و نيروهاي نظامي و انتظامي تأكيد مي‌كنند.

روزنامه‌نگاران و بدنه تحريريه كه بايد از حريم الهي باور و عقيده شهروندان مرزباني كنند و حقوق انساني يكايك آنان را پاس بدارند سزاوار چنين توجهي هستند و خطر بي‌اعتنايي به آنان از خطر بي‌اعتنايي به قاضي و حارس كمتر نيست.

2ـ خطر عدم اقدام

سپس مي‌فرمايند : ولا تدخلن في مشورتك بخيلاً يعدل بك عن‌الفضل و يعدك الفقر و لا جباناً يضعفك عن‌الامور

عدم اقدام چاه عميقي است كه چشم ضعيف انسان‌هاي نادان توان ديدن آن را ندارد. در رسانه‌ها مديران كوته‌فكر شأن خود را مميزي مي‌دانند و بس. به ديدن صحنه‌اي يقه‌باز و پاي برهنه و جام شراب مي‌خروشند و برمي‌آشوبند اما از پخش نشدن صحنه‌هاي پرتأثير و آموزش دهنده در جهت پرورش انديشه و تعالي ايمان و عقيده مخاطب غمي به دل راه نمي‌دهند.

از چاپ متن يا تصويري اندك ناپسند راه‌پيمايي به راه مي‌اندازند و براي يافتن نكته‌اي در گوشه تصويري در صفحه آخر مجله‌اي ذره‌بين به دست مي‌گيرند اما نگران عدم نشر و چاپ نشدن حقايق بلند نيستند.

هشدار اميرمؤمنان درباره مشاوران دنيا طلب و منفعت جوي و همراهان سست عناصر است كه از كوتاهي خود مديران را به كوتاهي‌ها و كم‌فكري‌ها عادت مي‌دهند و با دو خصلت خطرناك «خسّت و ترس» راه رشد و تعالي را بر هر حركت مي‌بندند و سرعت طي مسير را مي‌گيرند. مي‌گويند شايد سرعت زياد ما را به دره بيندازد و نمي‌گويند كندي حركت نه شايد كه قطعاً ما را از قافله باز مي‌دارد. «خواب نوشين بامداد رحيل باز دارد پياده را ز سبيل» و در آنچه اشارت آمد «آنكه را بايد بداند نكته‌هاست...»

 

/ 11 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

فقط ميشه گفت ايشالا همونطور که در محله موفق بوديد بازهم با موفقيت پيش بريد...

يه مخلوق

از حرفايي كه زديد فكر كنم منظورتون همين شايد بعضي از مديران صدا و سيما باشه كه نم يذارن شما بياد و حر ف بزنيد و باعث رشد وتعالي بشيد اما هي گير مي دن به راهپيمايي و ... اره منظورتون اين بود اينقدر در لفافه حرف مي زنيد كه ادم نمي فهمه مي ترسي شفاف حرف بزنيد كامنت نويس ها خودشون رو كشتن كه بگن چرا ديگه نمياد اما نگفتيد باشه .

يه مخلوق

ديگران رو به تقصير نگيريد خودتون چی ؟؟؟؟؟؟ چرا جواب ايميل ها رو نميديد وقتی کامنت ها رو می خونم و می بينم که يه کسی عاجزانه و خواهشانه التماس می کنه که ايملش رو بخونيد و هی تاکيد می کنه که کمکش کنيد چرا نمی خونيد چرا جواب نميديد اگه اون می رفت پيش خدا که زودتر جوابش رو می گرفت چرا خودتون عمل نمی کنيد خوب اره اجازه نمی دن بيان تو صدا و سيما خوب نياين توی همين وبلاگ حرفتون رو بزيند مطمئن باشيد اگه حرفای جالبی بزنيد همين من به دوستم و دوستم به من معرفی می کنه و وبلاگتون رو نق می گيره بهانه وقت رو نياريد که وقت ندارم

mohammad ghassempoor

آقای زائری سمت جديدو تبريک می گم. لطفا وبلاگ نويسی رو هم ادامه بدين اگه هم وقت کردين جواب ميل ها رو بدين!!! آرزو به دل موندم که يه جواب از شما داشته باشم. موفق و مويد در پناه حق

...

اين مرام روزگاره...تجربه می شه...مشاور جوان قاليباف امشب می گفت:زائری از اول هم قرار بود فقط سردبير شه....همين.

الپر

حاج آقا مبارك. با وجود اختلاف نظرات اساسي‌مان، هوس كردم يه روز بيام بهتون مشورت بدم!

مرتضا

زمانه قرعه ی نو می زند به فال شما...

یگانه

سلام! مبارک باشه! حرفای شما درست. اما می شه يه تنه امنيت شغلی به خيل عظيم خبرنگارايی که با هزار جون کندن کار می کنن و آخرش می ترسن که ممکنه فردا کار نداشته باشن، برگردوند؟

نيلوفر قديري

اين نطق روی بچه های روزنامه به ويژه تحريريه تاثير زيادی داشت. موفق باشيد.

aaa

آقای زائری حرفهای شما نثر شما قشنگ است اما خواهش می کنم از عزيز دل ما مولا علی اينقدر سند و مدرک نيار. به نظر من جای شما در مقام سردبيری روزنامه همشهری نه براساس لياقت و توانايی علمی و حرفه‌ای شماست بلکه به خاطر ارتباط شما با مقام های بالاست حضرت عباسی آدم های باسوادتر از تو هستند يا نه. شما مثل همه دوستان خود شعارميدهيد شيخ عطار را که ديديم چه به روز بچه های همشهری آورد. خواجه پيری را ديديم که حقوق ۴ ميليونی آخری خودش را گرفت و شما هم که در همشهری محله گلی بر سر روزنامه نگاری ايران نزديد. آنها آمدند و خوردند و بردند و حالا این چند روزه نوبت شماست. شيخ عطار کارانه بچه ها را قطع کرد و پولش را به تو و دوستان تو داد و تو هم نيامده داری شلاق می‌زنی