بايد يک کاری...

صحبت از اين شد که بالاخره بايد برای موضوعات جديد از قبيل آزادی های اجتماعی وضعيت جوانان و ماهواره و حجاب و ... يک فکری بکنيم نه ميشود دست روی دست گذاشت و وضع موجود را تماشا کرد ( البته به قول طرف که گفته بود : ما کرديم وشد!  ميشود از همه چيز بی خبر بود و در عين حال برای مسائل مملکت هم تصميم گيری کرد و اوضاع را هم خيلی خوب و آرام ديد) و نه ميشود تسليم روند خطرناکی شد که دين و دنيا و هويت و فرهنگ و جامعه و ميراث کهن و گرانبهای ما را هدف گرفته و بر خلاف مسوولان ما و خودمان که با همه چيز شوخی داريم در دشمنی و توطئه اصلا شوخی ندارد ... توی دعوا هم که حلوا خيرات نمی دهند ... دشمن برای نابود کردن ما فرقی بين راست و چپ و سفيد و سياه قائل نيست  وقتی حرف آينده مملکت می شود بچه من همان سرنوشتی را دارد که بچه خانم همسايه و فرق هم نميکند که من نشسته ام دعای کميل می خوانم يا او دارد شبکه vox را نگاه ميکند (يا بالعکس!) و اين را هم ديگر نسل ما به خوبی فهميده که هيچ گروهی نميتواند ديگران را توی دريا بريزد! قرار است مثل آدم بنشينيم و برای مشکلاتمان راه حلی را پيدا کنيم که مطمئنيم وجود دارد

/ 4 نظر / 19 بازدید
سلام

راستی اصلا چرا انقلاب کرديم. مگر نه اين است که اگر انقلاب هم نشده بود همين وضعيت بود منتهی با يک تفاوت که ما الان مثل ترکيه شده بوديم بعد از يک دوره بی دينی ملايم الان به طرف يک حکومت دينی حرکت می کردیم. اما در مملکت ما آقايان مذهبی هم بايد مواظب باشند يک وقتی بچه هايشان تو زرد از آب در نيايند که از قضا اکثرشون هم در ميان .

داداشي

حاجي دوستت داريم؛ حتي اگر توبيخمان كنيد!

طلبه اي از نسل سوم

آقای زائری سلام اميد که در زير خيمه تان سلامت باشيد ... اينکه صحبت از اين شد و از آن شد و نبايد دست روی دست گذاشت من ميدانم و شما هم می دانيد که ۲۵ سال است همين مذاکرات ادامه دارد و احتمالا الی يوم القيامه به طول می کشد کاری بايد کرد ... در ضمن وبلاگ و سايتتان را هم لينک کرديم که ملت زيارت کنند. يا حق طلبه نسل سومی

chekaad

هراس من از مردن نيست - هراس من از بيهوده زيستن است ( شاملو )