يک پنجره ديگر

۱- در یکی از مقالات با عنوان ما در کجای جهان ایستاده ایم ؟ فکر می کنم در کتاب حکایت بیرونی نوشته بودم که بسیاری از تصورات ما در باره نسبتمان با تحولات بین المللی چندان صحیح نیست . این روزها که ارتباط نزدیکتری با ملیت های مختلف مخصوصا آمریکایی ها دارم تصورم از موضوع شفاف تر شده است .یکی از مسلمانان آمریکایی ضمن تاکید بر نقش مثبت تبلیغات اسلامی شرقی ها به خصوص ایرانیان از آفات اینگونه فعالیت ها سخن می گوید و ضمن ذکر مصادیق مشخص دو خواهش می کند: اول اینکه : لطفا کتاب جدید ننویسید و ترجمه های وحشتناک موجود را تصحیح کنید و دوم اینکه : لطفا خودتان اینجا نیایید ! فیلم سخنرانی هایتان را برایمان بفرستید بهتر است ...

۲- در شماره جدید مجله تایم که برای مطلب آیت الله خامنه ای گرفتم ( یادداشت آزاده معاونی ) دو چهره رسانه ای در ضمن صد چهره تاثیر گذار در دنیا آمده اند یکی اپراه وینفری که یادداشتش را نلسون ماندلا نوشته است .این روزها و اینجا بیشتر اهمیت این زن رنگین پوست را که نفر اول فهرست ثروتمند ترین زنان آمریکا هم هست درک می کنم وقتی مجله شخصی اش را می بینم و هر شماره هم فقط عکس خودش روی جلد و ... ( اخیرا در یکی از برنامه هایش یک گروه از سربازان آمریکایی را که تازه از عراق آمده بودند به برنامه اش دعوت کرده بود قبل از اینکه بعد از هشت ماه خانواده شان را ببینند و بعد از آنکه کلی با احساسات مردم و سربازان بازی کرد و مثلا گفت که این یکی بچه اش را بعد از تولد ندیده یا آن یکی هشت ماه برای نامزدش انتظار کشیده تا هفته بعد عروسی کنند و دیگری روز تولدش است و ... پرده ها رفت کنار و زن وبچه و پدر و مادر این قهرمانان فداکار ! را رها کردند روی سن و خدا می داند چه کربلایی شد ... حالا می فهمم چرا سی ان ان این ایام برای پنجاهمین سال کار لری کینگ دارد خودش را می کشد و نقش امثال اینها درمجموعه فرهنگسازی موفق آمریکایی چیست و ما برای مقابله با این لشکر عظیم کار را به چه بچه هایی سپرده ایم... یکی هم عمرو خالد که برنامه ها و کتابها و نوارهایش اولین بار در سفر عمره توجهم را جلب کرد و اینجا که آمدم بیشتر با او آشنا شدم و اکنون می خوانم که در کشورهای عربی جوانان این مبلغ مذهبی کراواتی و خوش صحبت سنی ۳۹ ساله را مثل ابرستاره های فوتبال و سینما می پرستند و... و ما در ایران نه با دنیا ارتباط داریم ونه زبان داریم و نه از دنیا با خبریم و نه با آن سوی مرزهایمان کاری داریم و نه حتی زبان محدود خودمان را در افغانستان و تاجیکستان و بحرین و دبی و هند و... به کار می گیریم و ... اگر طرح رساله دکترایم ان شاالله همین روزها به نتیجه قطعی رسید مفصل تر در باره فعالیت های رسانه ای دینی مخصوصا کلیپ ها و ...خواهم نوشت ( حتی در میان شیعیان هم کارهای امثال اسامه همدانی خیلی قابل توجه است ) کاش بچه ها ی همشهری جوان بیایند یک دور سر فرصت یک مجموعه ویژه و خواندنی از این همه سو ژه کم نظیر کار کنند.

۳- در مورد بدحجابی و ... هم ترجیح دادم به هزار و یک دلیل مثل موضوع عزاداری شام غریبان در میدان محسنی که رفقای مجله خیمه پیشنهاد کرده بودند فعلا سکوت کنم . نمی دانم شاید این همه ملاحظه نشانه آن است که دارم بزرگ می شوم !

۴- اگر دلتان خواست وسط این همه آشفتگی و حدیث نفس کمی هم از یک پنجره هوای صاف و آسمانی تنفس کنید من هم کنار پنجره هایی که می شناسید یک پنجره معرفی می کنم . دوستی نادیده و ناشناس که از طریق همین اینترنت و کامنت ها با ایشان آشنا شده ام دو وبلاگ دارد که بسیار خواندنی هستند .سقاخانه ی تو www.saghakhaneyeto.blogfa.com و شعبان علیه السلام.www.shabanalayhesalam.blogfa.com اگر سر زدید و شمعی نذر کردید و نگاهتان به سایه آن رحمت بی پایان متبرک شد ما را هم دعا کنید .

/ 63 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
با اجازه

حالا ديگر شک ندارم که اولا کامنت ها را يک نفر گذاشته با نام الکی چون بعد از پيام روز شنبه دوباره عينا همان حروف و کلمات را کپی کرده و نوشته دوما عقلش نرسيده وقتی با دو نام کامنت می گذارد در هر دو تا از گل استفاده نکند و يا پشت سر هم ننويسد لطفا به زمان ارسال دو کامنت دقت کنيد فقط دو ثانيه فاصله ! سرعت کامپيوتر را داشته باش ! رفيق ناشی که خیلی با نمک نوشته ای با قسمتی از پست خودت موافق هستی !!!نمی دانم تو مامور کسی هستی يا عقده شخصی داری ولی اگر صادق بودی می رفتی پارتی بازی ها و بی لياقتی هايي را نشان می کردی که گوش عالم را کر کرده يا از مواردی می گفتی که امثال همشهری و صد تلا بزرگتر از آن در مقابلش گم ميشن راستی از نثرت و گل گذاشتنت که انگار عادت نا خواسته ات است به راحتی می شود شناسايی ات کرد حيف که من حوصله اين کارها را ديگر ندارم

رويا

سلام . بعد از مدتها، آمدم كه آن ارادت هميشگي را مكتوب كنم حالا كه امشب كلي ياد شما افتادم بابت حرفاهاتان و آن وقتا و ... كه بگويم چقدر موثر بوديد در زندگي من و خيلياي ديگه و ... شكر كنم خدا را از بابت بودن تان و ... كه ديدم، خواندم اي دل غافل كه چه كرب و بلايي ساخته اند ملت ازاين كامنت دوني و ... بيشتر ياد حرفاي اون :: ليسانس حقوق، بيكار :: افتادم كه پيش از اين هم كامنت گذاشته بود و از اين حرفاي صد تا يه غاز مي نوشت از سر بيكاري و ... جوالدوز حرف خوبي زده، نصيحت بهتري كرده منتها، اصولن دهان به دهان شدن با ... بگذريم. شما خوبين؟ سلامت بمانيد و سعادتمند تا كور شود هر آن كس كه ...

صدرا

يک عالم حرفی که نوشتم و پاک کردم بماند برای دل خودم که شما هم از آن آگاهيد. راستی شما هم تمرين سکوت می کنيد؟ ادامه بدهيد هر چند که خيلی سخت است. واقعا سخت است.

صدرا

در کامنت قبلی از حاج آقا خواسته بودم حرفهایی را در دل نگه داشته اند بزنند الان گفتم که سکوت کنند. نقض قرض نيست. اين سکوت آقای زائری خودش فريادی است کرکننده که اهل آن!!! خوب می توانند بشنود و يا شايد اين قدری گوش هايشان سنگين هست که بازهم نشنوند.

رويا. ادامه از قبل ...

يك وقتي، بعد از ماجراي توقيف خانه و حرف و حديث هاي آن وقت، بچه بودم و خيلي لجم گرفته بود، حرص مي خوردم كه چرا اين آدم بزرگها اينقدر نمي فهمند و ... ووو ... امروز، نه كه بزرگتر شده باشم و يا ... اما، يك چيزي را مي دانم، يعني باور دارم كه خيلي ها مي فهمند! منتها، انسان است ديگر! سرشار از حسادت و بغض و كينه و ... خودشان را به نفهمي مي زنند تا اموراتشان بگذرد! از همشهري كه بي خبر هستم و بهتر كه چيزي نمي دانم و اهميتي ندارد البته .اما، هر چه باشد/ نباشد! هميشه عده اي هستند كه مي خواهند ديگران را خراب كنند بلكه ديوار خودشان بالا برود! غافل از اينكه حق باطل شدني نيست و باطل هم، تكليفش مشخص است. زمان روشنگر خوبي ست! اين نيز بگذرد...

مرتضا

من كماكان با امضاي مرتضا هستم در كامنت‌هايم. اين چيزها را نمي‌دانم چه‌كسي مي‌نويسد. نثر من مثل داغ روي پيشاني كلماتم خورده. اين را راحت مي‌شود فهميد.

دادشی

سلام. خيلی بد است. كسی كه ادعا می‌كند دنبال حقيقت و كنار رفتن پرده از روی پنهان‌كاری‌ عده‌ای است، خودش كه نبايد با پنهان‌كاری و كپی كردن كامنت به اسم اين و آن بخواهد خواسته‌هايش را توجيه كند. من روز سه شنبه در ساعتی كه بر پيشانی اين كامنت گذاشته شده، در يك روستا بودم و از خودم مطئنم كه چنين پيغامی را نگذاشته‌ام. اگر واقعاً دانستن حقيقت اين قدر برايتان مهم است، چرا با اسم حقيقی پا پيش نمی‌گذاريد؟ در ثانی شما كه مدعی هستيد، بايد گواه بياوريد و جرم را اثبات كنيد. والسلام.

داداشی

راستی! خيلی بامزه است که يک نفر کامنتی بگذارد بعد چند روز بعد همان کامنت را به اسم منی که در يکی از روستاهای شمال هستم کپی پیست کند!!! راست می گویند که آدم دروغ گو کم حافظه است. به اسم دیگران کامنت می‌گذارند و در می‌روند و نمی‌دانند که رفاقت من با جزایری و زائری آن قدر هست که با این جنگولک بازی ها نتوان آن را خراب کرد. از قدیم گفته اند آب دریا با دهان ... نجس نمی‌شود. خوب است که حاج آقا کامنت ها را پاک نکرده و خودتان می‌توانید ببینید که بعضی ها چقدر ترسو و کم جنبه هستند و حرف دلشان را به اسم این و آن به خورد دیگران می‌دهند.

حامد

سلام آقای زايری يک بار به وبلاگ ما سری زدين! باز هم از اين کارا بکنيد! ميشه راجع به تخصيل در لبنان راهنمايی ام کنيد؟

شريف

سوال خوب است اما ادب واجب تر مواظب باشيم خدا ناظر اعمال ماست بهترين حاکم