نامه‌های لای دیوار ندبه

یهودیان نامه‌های خود را لای این دیوار می‌گذارند و حتی بسیاری که دسترسی مستقیم و امکان حضور ندارند با ارسال فاکس یا ایمیل تقاضا می‌کنند پرینت نامه‌شان در اینجا قرار داده شود. بعد این مطلب را پیدا کردم در همشهری و این مطلب را در برنانیوز (جالب است، نامزد مسیحی ریاست جمهموری آمریکا نامه خصوصی خود را لای دیوار ندبه گذاشته و بعد هم در روزنامه...! اهمیت دیگر موضوع خبر برگزاری جشن ویژه یهودیان، چند روز پیش داخل کاخ‌سفید بود.) به‌هرحال چند تصویر هم از حاصل جستجو به آنها اضافه می‌کنم:

 

 

 

          

 

دیوار ندبه که به آن دیوار غربی می‌گویند طبق آنچه مرحوم عبدالوهاب مسیری در دائرةالمعارف یهود (جلد١ ـ دارالشروق ٢٠٠٨ ـ ص ۴١٣) آورده (خلاصه ترجمه مطلب) چنین است:

«گفته می‌شود این دیوار بخشی از دیوار خارجی بوده که هیرود برای هیکل سلیمان ساخته و امروزه یکی از مقدس‌ترین اماکن در نزد یهود شمرده می‌شود. به آن دیوار ندبه یا گریه می‌گویند چون معمولا تلاوت و قرائت دعاهایی که آنجا می‌خوانند حالت گریه‌وزاری دارد. در افسانه‌های یهودی ذکر شده که خود دیوار در روز ٩ آگوست که روز نابودی هیکل توسط تیتوس است اشک می‌ریزد. پیش‌بینی می‌شود که تقدیس آن از حوالی سال ١۵٢٠ بعد از فتح عثمانی و مهاجرت یهودیان افراطی آغاز شده باشد.»

 

در بسیاری از خانواده‌های یهود تا همین اواخر مرسوم بوده بخشی از دیوار یک اتاق خانه خود را خراب و بی‌رنگ و گچ‌کاری باقی بگذارند تا خاطره ویرانی هیکل را زنده نگهدارند.

 

در ضمن، در اخبار این چندوقت هم دو نکته جالب بود: یکی جداسازی جنسیتی در بعضی اتوبوس‌های اورشلیم و دیگر خودداری دو روزنامه اسرائیلی از چاپ عکس وزرای زن کابینه. راستی پای همین دیوار ندبه هم مردها از زن‌ها جدا هستند.

/ 53 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین متولیان

خیلی جالب بود که اینجا هم اسم شاگرد زیر اسم استاد بود... شما بالا سر من توی پر بیننده ترین ها بودید و من زیر سایه ی شما توی محبوبترین بلاگها... دست بوسم...

محسن

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی داری ... خیلی جالب....خوشحال میشم به کلبه فقیرانه منم سر بزنی....اگر مایلی تبادل لینک هم داشته باشیم....

قندک

سلام بر همکار قدیمی و عزیز. طیب الله اجرکم الله خیلی جالب بود. موفق باشید

حسین متولیان

فدای محبتتون...نگفتید با دل تنگی چه کنیم؟... دعوت نامه اگه خواستین بدین واسه منو عیال با هم بدین بیایم دیدنتون... در غیر این صورت محرمانه یه تلفنی...آیدی مسنجری چیزی بدید... یا آدرس بدید لا اقل کتابو براتون پست کنم...

مسعود قلعه

دوباره سلام. در مطلب فوق برای آقای دکتر آشنا نوشتم که : "نادان شخصی نیست که نامه در چاه می اندازد بلکه شخصی است که چاه را در آنجا کنده است و مردم را به سوی خرافه هدایت می کند و بلکه تبلیغ . و از مکانی که می تواند مقدس و محل راز و نیاز باشد به محلی ... بگذریم . نمی دانم به سر چاه تشریف بردین یا نه . جالب این است که در بالای چاه هم به خرافی بودن ان تاکید شده است ولی کاغذ هم در اختیار مردم میگذارند . انجا جایی است که دین خرافه را تبلیغ می کند" . راستی حاج آقا چرا آن چاه هست و چرا کسی شجاعت لازم جهت برچیده شدن آن نمی کند. درست است که دین دو چهره دارد و روی دیگر آن هم خرافه است ولی همیشه در کنار هم هستند نه داخل هم . اینجا مکان خرافی در داخل مکان مقدس است و این عجیب است. بهر حال خوشحال میشم اگه پاسخی بفرمائید.

زینب

سلام. خوشحال می شوم که یک روحانی از وبلاگم دیدن کند. من قورباغه هفت تیر نکش! هستم و منتظر نظرات شما درباره مطالب مذهبی وبلاگم. خدا نگهدار

سیدکاظم علوی

جناب آقای زائری گرچه دیدگاه خود را درخصوص چاه جمکران و موضوع نامه‌ها به صراحت بیان نکرده‌اید، اما آنچه پرداخت موضوع نشان می‌دهد، خبر از نظر مثبت شما به موضوع چاه و اعتقادات عامه مردم به این قضیه و زیر سوال بردن انتقادات مطرح شده به موضوع جمکران و تبعات آن دارد. حال سوال اینست: 1- چرا آقای زائری دیدگاه‌های خود را در این باب و موضوعات مشابه بصورت منسجم ارائه نمی‌کند تا محلی برای گفتگوی شفاف مطرح شود؟ 2- استناد به رفتار مومنان به ادیان مسیحیت و یهودیت در قبال برخی مکان‌های دیگر چه حجیتی برای ما دارد؟ 3- چرا ایشان از پاسخ دادن به کامنت آقای مسعود قلعه معذور است. 4- براستی تحلیل اینکه کمتر از 10% کامنتهای ذیل این مطلب مربوط به محتویات آن است و بخش عمده آنها حال و احوال و فدایت شوم است، چیست؟ کاش جناب زائری باتوجه به دیدگاه‌های فرهنگی که دارند، کمی به آسیب‌شناسی رویه‌شان بپردازند و برای دفاع از نظریات خود راه بهتر و دستگاه استدلالی قویتری ارائه کنند. منتظر پاسخ شما هستم.

سیدکاظم علوی

برای افتتاح بحث؛ اولین آسیب اینکه شما به جای اینکه موضوع مورد نظر را (که یکی از موضوعات مبتلا‌به اعتقادات تفکر شیعی بوده و محل بحث دیدگاه فکری دینی امروز است) باز کرده و از منظر کلامی/ فلسفی/ تاریخی به دفاع از رفتار شیعیان در چنین مواردی بپردازید، به اراده مستنداتی احساسی از رفتار دیگر مومنان به سایر ادیان بسنده کرده‌اید. این گریز شما تا آن حد است که پاسخ نقد آقای مسعود قلعه را نیز نداده‌اید و طلب معذوریت کرده‌اید.

سیدکاظم علوی

به نظر شما چه کسانی، با چه معلوماتی و تعلق به کدامین نحله‌های فکری، وظیفه و و قابلیت طرح دیدگاه‌های خود از آن منظر که من خواستم را دارند؟